تبليغاتX
 دیانت بهائی
دیانت بهائی
مقالات و اخبار و آثار و عکس های بهائی
دیانت بهائی

بهائی بودن یعنی جمیع عالم را دوست داشتن و با کل بشر مهربان بودن، در خدمت به نوع کوشیدن، ودرسبیل صلح عمومی و ترویج اخوت حقیقی همت کردن. عبدالبهاء عباس

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
لینک باکس بهائی
طبقه بندي موضوعي
و غيره!...
من بهائی هستم...

((هو الاقدس الابهی))

 

دوستان عزیزم این نوشتار را به تمامی کسانی که در راه چشیدن طعم خوش حقیقت و نوشیدن از چشمهء جوشان امرالله هستند و در سبیل تحری حقیقت گام برمی دارند تقدیم می کنم ......
یا بهاء ، عشق زمانی عشق شد که تو را شناخت ...
من بهائی هستم ، به اخلاق ، به قلب ، به روح ، به طینت ، به انسانیت ، به وجدان ، به ایثار ، به ازخودگذشتگی ، به تقسیم محبت ، به عشق ورزیدن ، به دوستی ، به صفت ، به خلق ، و به هرچه که در جهت احیای عالم انسانی و وحدت جمیع خلق تاثیر مثبت و نیکو می گذارد.
من بهائی هستم چراکه در راه عشق گام برمی دارم و به دنبال یافتن عشق و محبت هستم تا آنرا با دیگر ابناء بشری تقسیم کنم. آری من بهائی هستم چراکه ایمانم من را به سمت چیزی جز عشق و دوستی و برادری هدایت نمی کند و من را به داشتن دیدگاه و افکار روشن و بسیط و جهان بینی همه گیر و گسترده تشویق می کند و به من می آموزد که اتحاد و برادری را در بعد جهانی بخواهم نه فقط در بعد جزئی و محلی.
من بهائی ام چراکه آموخته ام اگر عمیق ترین باورهای خود در زندگی را بهبود بخشم زندگی خود و اطرافیانم نیز به همان ترتیب دستخوش تحول و ترقی می گردد.
من بهائی ام چراکه آموخته ام اگر بخواهم جهان را تغییر دهم ابتدا باید در درون خود بنگرم و خود را متحول کنم و آنگاه می توانم حتی جهان را هم متحول سازم.آری دیانت بهائی به من آموخته است که آن عشق و محبت و صلحی که انسان ها در جستجویش هستند در درون خود ما انسان ها نهفته است و باید با اتکاء به تعالیم و آموزه های الهی دیانت بهائی آنها را در خود بیابیم و رشدشان دهیم و آنگاه که به رشد کافی برسند بهترین ثمره را نصیبمان خواهد کرد و آن چیزی جز تحقق صلح و احیای عالم انسانی نخواهد بود.
من بهائی ام چراکه آموخته ام پروردگار بندگان خویش را در این عصر در تنهایی رها نکرده است و ید والای خویش را از نزول مظاهر الهی از گیتی قطع نکرده است ، آری پروردگار در جلوه گاه حیاتم پنجره ای نوین را گشود که به باغ پر مهر و جلال خویش همچون پروانه ای گشاده بال که از پیلهء محدودیت ها و تنهایی رهایی یافته است ، رهنمون گشتم و به بیشه زاری پر از گلهای پرشمیم و با قلبی سرشار از شهد شیرین اراده و رحمت الهی پروبال گشودم که بر سر هر گل و بوته ای که گذر کردم تنها رایحهء خوش گلشن بهاء بود و بس ، و تنها زیبایی و عشق و کامیابی نصیبم گشت.آری من آن پروانه ای بودم که پیله ای از جهل و تنهایی را به دور خویش تنیده بود و آنگاه که اراده و رحمت الهی در پرتو جمال اقدس ابهی در من روزنه های نور و روشنی را پیام آور گشت به خود آمدم . مدتی با پیله ء بافته شده به اطرافم به جدال پرداختم تا خود را رها کنم اما گویی هر چند وقت یکبار نیرویی تلاش می کرد که پیله را در اطرافم تنیده تر سازد و از بیرون به من می گفت : چرا قصد داری این پیلهء گرم و راحت را ترک کنی؟ و هرچه بیشتر داشت روزنه نور و روشنی ام را تنگ و تنگ تر می کرد ، اما هرچه روزنه تنگ تر می شد من مقاومت بیشتری می کردم و نوری روشنی بخش را در بیرون پیله می دیدم که من را در رهایی از پیله هرچه بیشتر نیرومندتر می ساخت.پس از مدتی به خود گفتم چرا این نور پیله ام را به یکباره نمی شکافد تا رهایی یابم ، اما ندایی را شنیدم که به من گفت: محدودیت پیله و تلاش تو برای رهایی ، راهی است تا تو پس از خروج از پیله با بالهایی مستحکم از ایمان و ایقان و آمیخته و استوار به نیروی حقیقت جویی و عنایت الهی در عرش الهی به پرواز درآیی...
اما من بازهم بخود گفتم که چگونه می شود؟! و چگونه می توانم به این نور حیات دست یابم؟!
اما باز ندایی از سوي آن نور روشنایی بخش شنیدم که گفت:گاهی اوقات تلاش تنها چیزیست که در زندگی نیاز داریم.اگر تو می توانستی بدون هیچ تلاشی به حقیقت دستیابی قطعا فلج می شدي و بالهایت براي پرواز به عرش الهی توان حمل تو را نداشتند چراکه آمیخته با گناه و شک می بودند و در هر پرواز تو را به زمین می زدند تا تو را به سوي تاریکی هدایت نمایند.
چگونه است که تو وقتی بال می گشایی سعادت و پیشرفت می طلبی آیا جز این نیست که خدا به تو قدرت تفکر و تعقل و شکوه بالی را داد تا سعادتمند گردي و بد و نیک را با تحری حقیقت و حقیقت جویی خویش از هم بازیابی نه آنکه از داشتهء دیگران دریابی؟
چگونه است که تو وقتی بال می گشایی عشق می طلبی آیا جز این نیست که خدا انسان هایی را به تو نشان داد که نیازمند کمک بودند؟
چگونه است که تو وقتی بال می گشایی محبت می طلبی آیا جز این نیست که خدا به تو لطافت و پاکی سرشت و اشواق قلبی را عنایت نمود؟
آري تو به رهایی بدون جهد و تلاش از پیله ء دور خود نمی رسی مگرآنکه حقیقت را بجویی و آنگاه بدانکه به یقین آن را کشف خواهی کرد چراکه حقیقت جویی و تحری حقیقت در نهاد آدمی بعنوان یک نعمت الهی از سوی پروردگار دمیده شده است و انسان را از آن گریزی نیست اگرکه خواهان خوشبختی باشد.
و اینچنین خود را رهانیدم تا به چشمهء جوشان این نور و روشنی برسم و یافتم ، آری براستی یافتم آن نور الوهیت را در جمال اقدسش.
من بهائی ام چراکه تمامی مشکلات موجود در مسیر زندگی ام را همچون فرصتهایی مغتنم می شمارم که با غلبه برآنها به کامیابی و سعادت می رسم. من بهائی ام چراکه معتقدم باهم بودن زیباست ، و باهم زیستن زیباست ، و عاشق بودن زیباست و چه زیباست عشق به تمام خوبیها و هستی ...
من بهائی ام چراکه ، ایمان دارم با عشق و دوستی بیشتر می شنویم آنچه را که شنیدنی است و بخوبی می دانم ، آری می دانم و ایمان دارم که گرچه خوب بودن سخت است اما خوب ماندن از آنهم سخت تر است ولی هرچه سخت تر باشد زیباتر است.
... و من بهائی ام چراکه آموخته ام تمامی خلقت را همچون تمامی داشته هایم برای خداوند دوست بدارم و محبت بورزم، اینگونه است که هرگز در محبت ورزیدن و عشق ذره ای بخیل نخواهم گشت.
آرزومندم همگی از ایمانداران حقیقی امرالله باشیم و در جهت کسب حقیقت و رسیدن به والاترین الگوی انسانی و ایمان حقیقی و خالصانه به قلب و جان و به صفت و خلق نهایت تلاش و کوشش خویش را نماییم و معیارمان از بهائی بودن فقط به اسم و رسم و تسجیل دفتری محدود نگردد و تسجیل قلبی و معنوی در نزد جمال اقدس ابهی و آفتاب معانی را سرلوحهء ایمانمان گردانیم.
در پناه جمال اقدسش سعادتمند باشید.
    


[ مقالات ]
+
حجاب در دیانت بهائی
 سال گذشته در چنین روزهایی، بحث داغ حجاب بار دیگر گر چه کوتاه مدّت، اما فراگیر به موضوع روز ایران اسلامی تبدیل شد؛ بگیر و ببندهای هر چند محدود در گوشه و کنار اتفاق افتاد و مانند همیشه نشست های متعدد برگزار گردید اما معلوم بود که دیگر اکثرأ متوجه شده اند ( یا لااقل وانمود می کردند که متوجه شده اند) که مسأله حجاب را باید از جنبه های مختلف آن مورد بررسی قرار دهند و نگاه یک سویه و مبتنی بر قهر و غضب درمان درد نیست.

بالاخره این نشستها به تصویب کلیات طرح مد و لباس در مجلس شورای اسلامی انجامید. گر چه این طرح مدعی بود که به هیچ وجه در صدد اجباری کردن حجاب نیست؛ اما جزئیات آن نشان می داد که طراحان آن سعی دارند تا در عمل، با حمایت های اقتصادی دولتی، از الگوهای مشخصی از پارچه و البسه و همچنین وضع عوارض گمرکی بر واردات تجاری پوشاک و پارچه های خارجی و در عین حال استفاده از نیروی انتظامی برای ممانعت از فروش لباس های خارجی دست دوم ، یک نوعِ خاص از پوشاک و لباس ( ظاهرأ با الهام از نماد های ایرانی) را رایج کنند.
تقریبا مانند تمام طرحهای دیگر، کسی دقیقا متوجه نشد که عاقبت ان اقدامات به کجا کشید و چه کارهایی در این جهت انجام شد اما معلوم است که در اخذ نتیجه موفق نبوده است زیرا بعد از گذشت یکسال ،در روزهای اخیر مجددا همان جریان ،و بسیار شدید تر تکرار شد .مثل سال گذشته (و سالهای قبل از ان)،از هر مسوولی که علت عدم توفیق را پرسیدند پاسخ دادند که باید همه همکاری کنند و این چیزی نیست که فقط نیروی انتظامی یا اداره اماکن و یا قوه قضائیه و غیره بتوانند به تنهایی از پس ان بر آیند و یک پروژه بسیار بزرگ و عظیم فرهنگی است و همه کشور باید مشارکت کنند.دراین میان اظهار نظرهای مختلف و بعضا متناقض از جانب مسوولان بلند پایه نیز کم نبود.حجت الاسلام ابراهیم پور،یکی از مسوولان اجرایی طرح ملی حجاب،گفت که دشمنان داخلی و خارجی با استفاده از این راهکار،قصد نابودیارزش های اسلامی را دارند و اضافه کرد که در این طرح ملی از خواهران طلبه بعنوان "مربیان حجاب"استفاده می شود.ایشان همچنین برگذاری مراسم صبحگاه حجاب،جشن حجاب در مدارس،طراحی پیک نوروزی حجاب،مراسم چادر گذاری دختران مکلف،برپایی جلسات توجیهی والدین و راه پیمایی حجاب را ،از مهم ترین برنامه های طرح ملی حجاب عنوان کرد.احمد رضا رادان،رئیس پلیس تهران بزرگ،خبر از "متوقف کردن خودروهای حامل افراد بد حجاب" و "سرکشی به اماکن عمومی مانند اموزشگاه ها"و برخورد با مردانی که از "لباسهای غیر متعارف"استفاده می کنند داد و "بی هویتی" ، "بیماری و اختلال شخصیتی"و "اختلال و انحراف اخلاقی"و "هیجان مداری و مد گرایی "را از عمده دلایل بد حجابی دانست و تعدادبد حجابان جامعه را 10% کل جمعیت دانست.او که مدعی بود طرح مبارزه با بدحجابی در سال جاری ،مبتنی بر بررسیهای علمی است که در دانشگاههای ناجا و تهران صورت گرفته ،اضافه کرد که 70% بد حجابان از نوعی فقدان اعتماد به نفس رنج برده و نوعی سر در گمی را در خود احساس می کنند. رادان می افزاید که 93% از پرسش شوندگان نیز اظهار کردند که نیروی انتظامی می تواند به موضوع بد حجابی پایان دهد.امام جمعه مشهد نیز بد حجابها را گرگان روز و خفاشان شب نامید.کار به جایی رسید که اعلام شد گردشگران خارجی نیز باید بدانند که سفر به ایران یعنی رعایت حجاب .اما رئیس قوه قضائیه برخورد نیروی انتظامی را نامناسب و نا کارا دانست و برخی نمایندگان مجلس نیز این نظر را تایید کردند.در این میان گفته شد که نماینده سازمان گردشگری ایران در مصاحبه ای در ترکیه ،منکر بر خورد با بد حجابی در ایران شده و اظهار داشته که اگر کسی در ایران روسری نپوشد هیچ ارگان دولتی به او تذکر نخواهد داد.

در ایران، دیری است که مسائل کوچک فرعی را مبنای حل مشکلات عظیمه قرار می دهند ، مثلأ بعید نیست که یکی از مسئولین بلند پایه بگوید تنظیم باد چرخ های اتوموبیل باعث صرفه جویی در مصرف سوخت ، طولانی تر شدن عمر مفید لاستیک ها و کاهش تصادفات رانندگی می شود و در پی آن با احتساب هزینه هائی که برای واردات بنزین صرف می شود و اینکه با این پول ها چقدر کارخانه و مسکن و غیره می شود ساخت و مشکلات مردم را حل نمود و اینکه با کاهش تصادفات چقدر از هزینه های مالی و جانی کاسته می شود و در عین حال آلودگی هوا نیز کاهش می یابد و دیگر مردم هوای تمیز تنفس کرده، به انواع بیماری ها دچار نمی شوند؛ در محاسن این اقدام داد سخن دهد و ناگهان نتیجه گیری کند که همه مشکلات و مصیبات ما از ناحیه کسانی است که باد چرخ ها را تنظیم نمی کنند و این ها از ایادی شیطان بوده، دستشان با امریکا و اذناب او در یک کاسه است و حتی از آن ها پول می گیرند که باد چرخ ها را تنظیم نکنند و پس از تقسیم بندی انواع باد ها ، انواع مجازات ها را برای این خائنین به ملک و ملّت پیشنهاد نموده، در ادامه به ارائه راهکارهای اقتصادی برای حل این معضل پرداخته، بگوید که در هر چهار راه ( یا هر 100 قدم به انتخاب مسئولین یا رأی گیری عمومی)، یک ایستگاه تنظیم باد رایگان تعبیه و واردات دستگاههای مربوط به باد از معافیت بازرگانی برخوردار شود و در انتها برای اثبات صحت نظریه خود از معارف اسلامی بهره گرفته، آیه یا حدیثی را ذکر کند که در ان کلمه "ریح"به معنی (باد) آمده باشد و بدین وسیله نشان دهد که در اسلام نیز این مسأله از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده است و به این ترتیب تمام معضلات جامعه حل و فصل شود.

مسأله حجاب نیز ، این گونه است . من نمی دانم که واقعأ حجاب در صدر اسلام چه مفهومی داشته است و تا چه حد جزء مسائل اساسی و ضروری و واجبات دین بوده و آیا رسول گرامی و آزاد اندیش اسلام دستور داده بود که عده ای روز و شب در کوچه و بازار بگردند و متخلفین را به سزای اعمالشان برسانند و کلأ چه مجوزی در اصل شریعت اسلام و قرآن ( و نه در فتاوای مختلفه فقها) موجود است که باعث می شود تا در سطحی چنین گسترده ( مجلس) به تعیین پوشاک مردم( عمدتا زنان) در سطحی چنین محدود ( تعیین پارچه و طرح) اقدام شود.تا انجا که تاریخ نشان می دهد در بین تمام جوامع مذهبی و حتی رومیان و یونانیان باستان،نوعی از پوشش برای موی و روی مطرح بوده است اما شکل امروزین ان ،حاصل فرایند پیچیده و تدریجی است که مرد سالاری نقش مهمی در ان ایفا کرده است.خانم دکتر درخشنده صادقی در پژوهش خود راجع به حجاب می نویسد:

" به هر روی حجاب در بین اشراف رواج بیشتری داشت. زنان طبقات کارگر در کشورهای مسلمان که پایه اقتصاد کشاورزی داشتند، بدون چادر در کشتزارها و چراگاهها مشغول به کار بودند. در ایران تا به امروز در کشتزارهای برنج و چایکاریهای شمال،چراگاه های غرب و در کارخانه های ریسندگی و قالیبافی ها شاهد این پدیده هستیم. دختران و زنهای زحمتکش بدون پوشش در چادر سیاه، در این بخشها برای گسترش نیروی اقتصادی کشور به کار می پردازند.پوشش چادر سیاه رنگ برای زنان تا چندی پیش متداول نبوده و زنها از چادرهای زیبای رنگین استفاده می کردند."


اما من می دانم که در دیانت بهایی چنین محدودیتی ابدأ و به هیچ شکل وجود ندارد. گر چه از همین حالا صدای فریاد های گوشخراش و روح آزار کسانی را می شنوم که می گویند : یعنی افراد می توانند برهنه به میدان شهر بیایند و کسی حق ندارد به انها چیزی بگوید ؟ و در پاسخ فریاد این عزیزان عرض کنم که چرا فورأ به سمت دیگر طیف می روید ؟ آیا همة مردم دنیا منتظر بودند تا دیانت بهایی چنین حرفی را بزند و به یکباره همگی برهنه شده به میدان بیایند؟ و آیا بهاییان در عمل این گونه نشان داده اند ؟! خیر جانم، مراتب تأکید دیانت بهایی در امر عفت و عصمت نیازی به ذکر ندارد و در ضمن، داشتن پوشش ، یک امر تقریبأ کلی و عام در بین انسان هاست و فقط حد و حدود آن متفاوت است و متمدن ترین و به اصطلاح غربی ترین غربیها هم چندان تمایلی به برهنه ظاهر شدن در میانه میدان شهر ندارند؛ شاید به این دلیل که ( در شرایطی) ، منعی هم برای این کار نداشته اند؛ اما کسانی که قرن ها به بدترین شیوه ها از این عمل نهی بلکه ترسانیده شده اند، همیشه در نهان خود این را آرزوی خود دانسته اند . اما ببینیم حضرت بهاءالله دقیقأ چه می گوید .او می گوید :

زمام لباس و پوشاک در اختیار خود مردم است؛ اما باید هوشیار باشند تا خود را ملعبه دست جاهلان قرار ندهند
.

در قسمت اول، حضرت بهاءالله ترتیب پوشیدن لباس را به اختیار مردم واگذار می کند که خود باید تصمیم بگیرند که چه بپوشند و چگونه بپوشند . تا اینجای بیان،هشدار به دیگران است ، یعنی اینکه به شما ربطی ندارد که کسی چه می پوشد و شما وکیل و وصی دیگران نیستید ؛ اما در ادامه و در تکمیل مطلب، شرط مهمی را بیان می کند که باید به آن توجه شود . در قسمت دوم، خطاب به خود شخص است که « مبادا خود را ملعبه دست جاهلان قرار دهی». دقت بسیار لازم است. حضرت بهاءالله از کسانی که به بهانه های مختلف به افراد دیگر تعرض نموده، مدام از پوشش و لباس آن ها ایراد می گیرند و یا انها را مسخره می کنند، با لفظ « جاهلین» یاد می کند. البته ممکن است نمونه هایی هم یافت شود که ظاهرأ حق به جانب همین جهال باشد؛ مثلأ یک نمونه ساده: فرض کنید شخصی را به خاطر پوشیدن سرپایی در یک مهمانی مورد تمسخر ، استهزا و یا حتی توهین و غیره قرار دهند که البته منطقی به نظر می آید وظاهراحرفشان صحیح می باشد؛ اما باز لفظ جاهل در مورد آن ها صادق آید ، بدین لحاظ که حرمت یک انسان را نگاه نداشته اند ، حال اگر مواردی یافت شود که حتی حرف و اعتراض این اشخاص هم غیر منطقی و ناصحیح باشد ( که در اکثریت موارد این گونه است) جهلی بر جهل آن ها افزوده می گردد .

در گفتار حضرت بهاءالله صحبت از این نیست که آیا حرف آن معترض کذائی صحیح است یا اشتباه.بیان او فارغ از صحت و سقم است.حضرت بهاءالله نفس این کار را حاکی از جهل می داند و به تلویح ابلغ از تصریح متذکر می دارد که به این نوع اعمال نمی توان عنوان" امر به معروف و نهی از منکر" داد و به این ترتیب رویکرد جدید و کاملأ متفاوتی به موضوع امر به معروف و نهی از منکر ارائه می کند . در واقع مفهوم "جهل" در این توصیه می تواند "جهل نسبت به مفهوم امر به معروف و نهی از منکر" باشد که باید در فرصتی مناسب از زوایای مختلف به آن نظر کرد.

ممکن است کسانی معتقد باشند که این بیان حضرت بهاءالله متوجه گروه دیگری از جاهلان نیز می باشد .آنانی که با به کار گیری اصول روانشناسی رفتار های اجتماعی و تبلیغات وسیع و دیگر ترفندهای تجاری، در پی حفظ بازار پوشاک و صنایع مربوط به آن و کسب درآمدهای کلان و رواج انواع و اقسام ابداعات عجیب و غیر عجیب در امر مد و پوشاکند و مخاطبین خود را با شیوه های مختلف فریب داده، به آن ها می قبولانند که این طرح یا مد دارای ارزش ذاتی می باشد و در نهایت به خرید محصولات خود وادارشان می کنند. البته حضرت بهاءالله اینان را جاهل می نامد؛ زیرا مسیر صحیح زندگی را گم کرده، اهداف کم ارزش را جایگزین آرمان های متعالی انسانی نموده ، با فریب مردم ارتزاق می کنند. گر چه فریب دادن بسیار ناپسند است ، اما مخاطبین اصلی در گفتار حضرت بهاءالله اینان نیستند؛ بلکه آن هایی هستند که فریب می خورند و به این ترتیب خود را بازیچه دست قرار داده، به فرمان آن ها عمل می کنند. حضرت بهاءالله آن ها را از بازیچه شدن در دست جاهلان نهی و به این ترتیب عامل درونی و محافظ قوی تری را در وجودآن ها خلق می کند . این موضوع بسیار دقیق است . حضرت بهاءالله نمی گوید چه لباسی تو را ملعبه دست جاهلان می کند . او هیچ نوع طرح یا مد مشخصی را نیز توصیه نمی کند . نه حرفی از کت و دامن است و نه از مانتوی اسلامی و کت و شلوار و کراوات و تی شرت و غیره . او به سادگی بیان می کند خود را بازیچه قرار ندهید . اما معیار بازیچه شدن و تعیین کننده مصادیق آن چیست و کیست؟ در وهله اول خود شخص است و نه کسی دیگر . هر فردی خود باید تشخیص دهد که در چه مکانی و چه زمانی و در حضور چه کسانی و... چه بپوشد تا ملعبه نباشد. ملعبه شدن می تواند به مفهوم سوء استفاده از فرد و یا به معنای استهزاء و تمسخر و به اصطلاح ، دست انداختن باشد. پوشیدن یک دست کت و شلوار شیک و کراوات در هنگامی که عازم کوه نوردی هستید، همان قدر باعث ملعبه شدن است که پوشیدن پیژاما یا لباس کوهنوردی هنگام مراسم خواستگاری و در عین حال نه کت و شلوار و کراوات ونه پیژاما، هیچ کدام فی حد ذاتهم، باعث ملعبه شدن نیستند. در دوره عبدالبهاء و جانشین ایشان شوقی افندی ، به خانم های بهایی در ممالک شرقی مثل ایران و مصر توصیه می شد که رعایت حجاب اسلامی را بنمایند؛ اما این نه به معنای تعیین نوع لباس برای آن ها بود، بلکه صرفأ به جهت رعایت همان قاعده "ملعبه نشدن" بود و این توصیه فقط به شرقی هاارائه می شدو حال آنکه اگربه بهاییان غرب هم می شد، در جهت عکس، یعنی در جهت ملعبه شدن آن ها ،‌عمل می کرد؛ گو اینکه همان طور که ذکر شد، حتی اگر کسی چنان بپوشد که نا معمول و نا مناسب باشد، باز کسی که او را به لعب بگیرد جاهل است . جهل او،یکی از این بابت است که درک صحیحی از آزادی انسان ها ندارد و نمی داند که افرادحتی اگر اشتباه بکنند، نباید مورد بی احترامی واقع شوند؛ زیرا به هر حال انسان هستند و از شرافت و امتیاز انسان بودن برخوردارند و دیگر اینکه نمی داند او در مقامی نیست که بتواند انسان دیگری را ملعبه خود کند و کسی به او این حق را نداده است. البته این موضوع ابعاد مختلف و پیچیده تری نیز دارد که در این مختصر مجال ورود به آن ها نیست، باشد تا فرصتی دیگر .
اما آنچه که واضح است این است که حضرت بهاءالله اختیار پوشش و لباس را به مردم واگذار کرده است. این تفکر ، انسان ها را دارای شعور و آگاهی می داند؛ به نظر آنان احترام می گذارد و به این مسأله آگاهی کامل دارد که اگر در قرن بیستم و بعد از آن نتوان به انسان ها و فکر آن ها اعتماد کرد و در مسائلی مثل لباس پوشیدن هم برای آن ها تعیین تکلیف نمود، باید در مرگ همه ارزش ها مرثیه سرود . مخصوصأ که مسأله حجاب عمدتأ متوجه زنان است و در عصری که زنان بیش از پیش در راه احقاق حقوق از دست رفته خود می کوشند، این تبعیض خود، مانع بزرگی در راه اتحاد و هماهنگی بیشتر بین زنان و مردان ایجاد کرده، باعث بروز سوء تفاهمات عظیم و عمیق در بین انان می شود.


تمام مطالب فوق با فرض این قضیه بود که اصولأ تعیین حجاب یک امر ممکن و شدنی است و حال آنکه حتی این فرض هم صحیح نیست و مقتضیات عصر حاضر اصولأ با این مسأله در تناقض است .در زنگبار، رانندگی زنان با حجاب،ممنوع شده است.در کبک در کانادا،اسماهان منصور،یک دختر مسلمان به علت پوشش حجاب ،از تیم ملی فوتبال کنار گذاشته شدو دختران محجبه تکواندو کار کانادا نیز از مسابقات قهرمانی کانادا،محروم شدند. چند روز پیش در اینترنت عکسی از یک بانوی ورزشکار مسلمان دیدم که با مانتو و مقنعه و خلاصه حجاب معمول، در حال شیرجه زدن از روی سکوی استخر بود. بسیار متحیر شدم . با خودم گفتم اگر قرار بر رعایت حجاب باشد، حضور در چند درصد از مسابقات ورزشی برای بانوان مسلمان امکان پذیر است؟ بر فرض که با هزار ترفند و صرف هزینه های هنگفت و ساخت ورزشگاههای مخصوص با حصارهای بلند ( در صورت لزوم سیم خار دار و متصل به برق فشار قوی ) و شاید هم سر پوشیده ( چون به هر حال باید به فکر ماهواره های جاسوسی که اصولأ به این منظور به آسمان فرستاده می شوند هم بود ) و سیستم های ضد استراق بصر ( و حتی سمع)، بتوان موجباتی برای برگزاری این مسابقات فراهم نمود؛ آیا بانوان غیر مسلمان و حتی مسلمان متعهد ولی غیر معتقد به حجاب ( که تعداد ان ها کم هم نیست) در این مسابقات شرکت می کنند؟ لا والله . حتی اگر قبول کنند و حاضر به شرکت شوند ، بانوان مسلمانِ با حجاب چه گناهی کرده اند که باید در شرایطی نا برابر با آنان به رقابت بر خیزند ؟ آیا رقابت بانویی مسلمان با حجاب اسلامی با دیگران در مسابقات شنا ، یا دوو میدانی، منصفانه است ؟ آیا می شود برای تمام رشته های ورزشی یک پسوند « با حجاب اسلامی» ابداع کرد ؟ تا کی باید وقت و فکر مسلمانان صرف تفکر در چنین مسائلی و پیدا کردن راه حل های دست نایافتنی برای آن ها شود ؟ این وضعیت ورزش بود؛ دیگر مشکلات حضور در کارخانه ها و مراکز صنعتی و محیط های گرم و طاقت فرسا و دیگر شغلهایی که رعایت حجاب در آن ها واقعأ مشکل ساز است را خود تصور نمایید.

گذشته از همه این ها ، آیا بانوان مسلمان از خود نمی پرسند چرا ؟؟؟

***************************************************************

حضرت بهاءالله بیانی به این مضمون می‌فرمایند که آمده‌ام تا مراتب عفت و عصمت افراد به درجه‌ای برسد که اگر بانوی زیبایی با زیباترین آرایش و زیورآلات از شرق تا غرب عالم به تنهایی سفر کند هیچ نگاه شهوت آلودی به او نیفتد. تا وقتی افراد جامعه به این درجه از کمال نرسیده‌اند همه باید بیشتر مواظب پوشش خود باشند، چه زن و چه مرد. اما پوشاندن زنان باعث نمی‌شود که مردان به این کمال دست یابند.

 

منبع:پی سی دتا


[ مقالات ]
+
مناجات

TinyPic image 


[ آثار بهائی ]
+
حضرت بهاءالله

حضرت بهاءالله   ۱۸۱۷ - ۱۸۹۲

نمايى از آرامگاه حضرت بهاءالله ( روضه مبارکه) در نزديکى عکّا، اسرائيل

نمايى از آرامگاه حضرت بهاءالله ( روضه مبارکه) در نزديکى عکّا، اسرائيل


بنيان‌گذار آئين بهائى

حضرت بـهاءالله در سال ۱۸۱۷ در خانـواده‌اى از نجـباء و اشـراف ايران تـولّـد يافت خاندانش بسيار ثروتمند و صاحب ضياع و عقار بودند و نسب صحيحشان به پادشاهان ساسانی ميرسيد. حضرت بـهاءالله از داشتن مقامى در دربار آنزمان استنکاف ورزيد و از همه ثروت و مزايائى که داشت چشم پوشيد، در عوض مشهور به سخاوت و مهربانى شد و محبوب هموطنانش گشت و چون حضرت بهاءالله حمايت خويش را از آئين حضرت باب اعلان فرمود طولى نکشيد که تمام مناصب و امتيازاتش را از دست داد و در طوفانـى که پـس از اعدام حضـرت باب در ايران برخاست از همه ثروت و مال دنيـا محروم و خود نيز دچار شکنجه و آزار و گرفتـار زندان شد.  سپس چند بار او را تبعيد نمودند. اوّلين تبعيدش به بغداد بود که در سال ۱۸۶۳ از همان شهر حضرت بـهاءالله خود را موعود بيان اعلان فرمود. از بغداد حضرت بـهاءالله را به استانبول و از آنجا به ادرنه و باﻻخره به عکّا تبعيد نمودند. عکّا در اراضی مقدّسه بود و حضرت بـهاءالله بعنوان يک زندانى در سال ۱۸۶۸ وارد آن شهر گرديد.

سلول زندان حضرت بهاءالله در عکّا، اسرائيل

سلول زندان حضرت بهاءالله در عکّا، اسرائيل


از ادرنه سپس از عکّا حضرت بـهاءالله نامه‌هاى متعدّدى خطاب به ملوک و سلاطين زمان خويش صادر فرمود. اين الواح در تاريخ اديان بىنظير و از اسناد بسيار مهمّ و پرعظمتى است که در آن حضرت بـهاءالله اعـلان فرمود که تمدّنى جهانى در شرف تکوين است و زمانش فرارسيده که اهل عالم بسراپرده وحدت و يگانگی درآيند و به شاهان و امپراطورها و روساى جمهور در قرن نوزدهم نصيحت کرد که از اختـﻻفات خويش دست بردارند و تسليحات خويش را بحدّ اقل رسانند و در عوض کوشش و امکانات خويش را صرف ايجاد صلح عمومى نمايند.

درگذشت حضرت بـهاءالله در بـهجى در شمال عکّا واقع شد و مزارش در همان جا استقرار يافت. تعاليمش کم کم از مرز خاورميانه بيرون ميرفت و در نقاط ديگر منتشر ميشد. روضه مبـارکه‌اش امروز قبله جامعه جهانى بـهائى است.

حضرت بهاءالله: مظهر ظهور الهى


[ حضرت بهاءالله ]
+
بهائیان و سازمان ملل متحد

بهائيان و سازمان ملل متحد

کارمندان دفاتر جامعه بين‌المللى بهائى در نيويورک در برابر مقر مجمع عمومى سازمان ملل متّحد

کارمندان دفاتر جامعه بين‌المللى بهائى در نيويورک در برابر مقر مجمع عمومى سازمان ملل متّحد


از تعاليم بهائی يکی اينست که دين حقيقی بايد سبب ترويج اتّحاد و اتّفاق باشد و اتّحاد لازمه ضروريه حصول صلح جهانی است. حضرت بهاءاللّه ميفرمايد «اصلاح و راحت حاصل نشود مگر باتّحاد و اتّفاق.» ازجمله موازينی که جامعه بهائی برای حصول اتّحاد عالم پيشنهاد ميکند که فدراسيون کشورها تشکيل شود اينستکه يک زبان بين‌المللی بوجود آيد – اقتصاد جهانی تعديل و هم آهنگ گردد – تعليم اجباری متداول شود – معياری برای حقوق بشر معيّن گردد – سازمان مرکّب جهانی ارتباط و مخابرات بکار افتد و يک نظام بين‌المللى برای واحد پول و وزن اندازه معيّن شود.

چون بهائيان معتقدند که سازمان ملل متّحد بمنزله کوشش بزرگی در راه اتّحاد جهان محسوب ميشود آنرا بهر نحو که بتوانند حمايت مينمايند. از اين روی "جامعه بين‌المللی بهائی" با مقام عضو مشاور در شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متّحد Ecosoc و در سازمان صندوق کودکان ملل متّحد Unicef عضويّت دارد – دفتر جامعه بين‌المللی بهائی در نيويورک و در ژنو تأسيس گشته و بهائيان از بسياری از نقاط جهان مرتّباً در کنفرانسها، کنگره‌ها و سمينارهای مربوط به حيات اجتماعی و اقتصادی کره زمين شرکت ميکنند. چون بهائيان همکيشان خويش را در بعضی از کشورها در پنجه ظلم گرفتار ديده اند توجّهشان به تعاليم حضرت بهاءاللّه مربوط به حقوق بشر بيشتر جلب شده است. از اين جهت جامعه بين‌المللی بهائی در کنفرانسهای شور سازمانهای ملل متّحد درباره حقوق اقلّيّت مقام زن، تحريم جنايت، جلوگيری از موادّ مخدّره، رفاه کودک و خانواده، نهضتهای ضدّ تسليحات با حدّت و حرارتی تمام مشارکت ميجويند.

جامعه بين‌المللى بهائى و سازمان ملل متّحد


[ بهائیان ]
+
عید رضوان
 
" جلوس سلطان جانان بر تخت هدایت و رهبری عالمیان بر تمامی
ایمانداران و پیروان دیانت بهائی
مبارک و گرامی باد "


بيا تازه كن ايمان به نوبهار امروز / كه شد قيامت موعود آشكار امروز
شكوفه از شاخسار اختر ريخت / نشان صبح قيامت ، شد آشكار امروز
چمن چنان به صفا شد كه هر نهالي را / توان كشيد به آغوش جاي يار امروز
بهشت نقد طلب مي كني اگر صائب / چو غنچه سر ز گريبان برون درآر امروز



 


[ عیدها ]
+