شنيدن اين استدلال ضعيف برايم خنده دار بود زيرا هيچ بهايي نمي گويد كه تحري حقيقت مختص بهائيان است بلكه بهائيان بيش از هر كس ديگري معتقدند ، افراد در هر ديني ملزم به تحري حقيقت هستند و همچنين هر مسلماني ملزم است تحري حقيقت نمايد و حضرت محمد در قران نفوسي را كه در دين تحري نمي كنند و از آباء و اجداد خود تقليد و متابعت كور كورانه مي نمايند ، مورد نكوهش قرار داده از جمله در :
v در سوره مائده آيه ۱۰۴ مي فرمايند: ” و اذا قيل لهم تعالو الي ما انزل الله و الي الرسول قالو حسبنا ما وجدنا عليه آبائنا اولو كان آباؤهم لا يعلمون”
v سوره زخرف آيه ۲۲ و ۲۳ ” بل قالوا انا وجدنا آبائنا علي امه و انا علي آثار مهتدون و كذلك ما ارسلنا من قبلك في قريه من نذير الا قال مترفوها انا وجدنا آبائنا علي امه و انا علي آثار هم مقتدون قل اولو جئتكم باهدي مما وجدتم عليه آبائكم قالو انا بما ارسلتم به كافرون فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عاقبه المكذبين ”
(بلكه گويند ما درانمان را بر عقيده اي يافته ايم و ما با يروي از آنان ، هدايت شده ايم و بدين سان يش از تو در هيچ آبادي ، هشدار دهنده اي نفرستاديم مگر آنكه ناز پروردگان آن قريه گفتند ، ما پدرانمان را بر عقيده اي يافتيم و ما در پي آنان ، دنباله رو هستيم . بگو حتي اگر براي شما راهنما تر از آنچه پدرانتان را پيرو آن يافتيد بياوريم ؟ گفتند :ما رسالت شما را منكريم پس از ايشان انتقام گرفتيم . پس بنگر كه عاقبت منكران چه بوده است.)
v سوره احزاب آيه ۶۷ مي فرمايند: ”يوم تقلب وجوههم في النار يقولون يا ليتنا اطعنا الله و اطعنا الرسولا و قالو ا ربنا انا اطعنا سادتنا و كبرائنا فاضلونا السبيلا ربنا آتهم ضعفين من العذاب و العنهم لعنا كبيرا”
(روزي كه چهره هاشان در آتش جهنم دگرگون مي شود مي گويند:اي كاش از خداوند اطاعت كرده بوديم و از رسول اطاعت كرده بوديم و گويند : پروردگارا ما از پيشوايان و بزرگترانمان اطاعت كرديم . آنگاه آنان ما را به گمراهي كشاندند. پروردگارا به آنان دو چندان سهم از عذاب بده و لعنتشان كن ، بزرگترين لعنتها)
v سوره اعراف آيه ۳۶ به بعد مي فرمايند: ” والذين كذبوا باياتنا و استكبروا عنها اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون . فمن اظلم ممن افتري عن الله كذبا او كذب باياته اولئك ينالهم نصيبهم من الكتاب حتي اذا جائتهم رسلنا يتوفونهم قالوا اين ما كنتم تدعون من دون الله قالوا ضلوا عنا و شهدوا علي انفسهم انهم كانوا كافرين قال ادخلوا في امم قد خلت من قبلهم من الجن والانس في النار كلها دخلت امه لعنت اختها حتي اذا ادركوا فيها جميعا قالت اخرئهم لاولهم ربنا هؤلاء اضلوا فآتهم عذابا ضعفا من النار قال لكل ضعف ولكن لا تعلمون و قالت اولهم لاخرهم فما كان لكم علينا من فضل فذوقوا العذاب بما كنتم تكسبون”
( كساني كه آيات ما را دروغ انگارند و در برابر آنها تكبر ورزند آنها دوزخي هستند و در آن جاودان مي مانند. پس كيست ستمكارتر از كساني كه بر خداونددروغ بندد يا آيات او را دروغ پندارد . آنان كساني هستند كه بهره اي از كتاب كه برايشان مقرر است به ايشان مي رسد تا آنكه فرشتگان مرگ به سراغشان مي رود و جانشان را مي گيرد و به آنان مي گويد : كجاست آنچه به جاي خداوند مي پرستيديد ؟ پاسخ دهند : ايشان از نظر ما ناپديد شدند . و بر خود گواهي دهند كه كافر بوده اند و گويند به امتهايي از جن و انس كه پيش از شما بودند: در آتش جهنم وارد شويد. هر گاه امتي وارد شود همانندش را لعنت كند تا همه در آن به يكديگر رسند آنگاه پيروان در حق پيشوايانشان گويند : پروردگارا اينان ما را گمراه كردند . به ايشان دو چندان عذاب جهنم بده . فرمايد : براي همه دو چندان است ولي نمي دانيد . و پيشوايان آنان به پيروانشان گويند : شما هيچ برتري بر ما نداريد . پس عذاب را به خاطر كار و كردارتان بچشيد.)
v سوره انعام آيه ۱۱۶ مي فرمايد:” و ان تطع اكثر من في الارض في يضلوك عن سبيل الله ان يتبعون الا الظن و ان هم الا يخرصون”
( اگر از اكثزيت كساني كه در زمين هستند پيروي كني ،تو را از راه خدا گمراه مي كنند زيرا پيروي نمي كنند مگر از ظن و گمان و جز اين نيست كه دروغ مي بافند)
بدين ترتيب مي بينيم كه حضرت محمد چگونه از قومش مي خواهد كه تبعيت كوركورانه را كنار بكذارند . بعضي تمايل به تقليد از آباء و والدين خود دارند ، بعضي تمايل به تبعيت و تقليد از پيشوايان قوم دارند و بعضي تمايل به تبعيت از آنچه اكثريت مي گويند . خداوند در قران به هر سه مورد فوق اشاره نموده و انذار مي دهد كه هر يك از اين موارد مي تواند باعث گمراهي شود و خداوند عذر و بهانه گمراهي بوسيله والدين ، پيشوايان ، و اكثريت قوم را هرگز نمي پذيرد .
اما آنچه امروزه ديده مي شود آنكه اساس ، در فرقه شيعه ، تقليد از مرجع تقليد است . آنچه مرجع تقليد گويد ، پيروان ملزم به اطاعت هستند و تقليد و اطاعت از مرجع تقليد ، اساس است اما در ديانت بهايي اساس ، بر تحري حقيقت است . يعني هر كس بايد با توكل بر خداوند ، با گوش خود بشنود و با چشم خود ببيند و بخواند و با عقل خود ، تفكر و تعقل كند و البته خداوند نيز به او كمك خواهد كرد تا راه راست و درست را تشخيص دهد. بعضي معتقدند عوام ، مسائل و دقايق روحاني و كلمات الهي را نمي فهمند لذا بايد تقليد كنند.
v اما دراين ظهور، حضرت بهاالله مي فرمايند” فهم كلمات الهيه و درك بيانات حمامات معنويه هيچ دخلي به علم ظاهري ندارد . اين منوط به صفاي قلب و تزكيه نفوس و فراغت روح است ” ايقان ص ۱۶۳
اما آنچه برايم خنده دار بود آنكه كسي كه خود از اساس دين قبلي و نيز از اساس ديني كه جديدا پذيرفته ، هيچكدام آگاه نيست ، چگونه چنين اتهامي وارد مي آورد و عجيب تر آنكه در راديو با او به عنوان مطلع، مصاحبه مي شود و مي خواهد ديگران را هدايت كند؟ و يا شايد آنطور كه در قران در مورد اين نفوس آمده ، گمراه كند؟!
اما نكته قابل توجه ديگر در سخنان اين دو ره يافته آنكه در ديانت بهايي حكم تحري حقيقت است اما به ما اجازه مطالعه كتابهاي رديه را نمي دادندو اين را دليل بر تناقض در تعاليم ديانت بهايي ذكر مي كرد.
سوال من اين است ، اگر كسي بخواهد در مورد اسلام و حقانيت آن تحقيق كند بايد كتاب سلمان رشدي و ديگر افرادي كه بر عليه اسلام كتاب نوشتند را بخواند يا كتاب قرآن را ؟
v حضرت بهاالله مي فرمايند:” انسان چون به مقام بلوغ فائز شد بايد تفحص كند ومتوكلا علي الله و مقدسا عن الحب و البغض در امري كه عباد به آن متمسكند تفكر كند و به سمع خود بشنود و ببيند . چه اگر ببصر غير ملاحظه نمايد از مشاهده تجليات انوار نير عرفان الهي محروم ماند” پيام ملكوت ص ۱۱
يكي از شرايط شخص براي تحري حقيقت آنكه بايد هر گونه آثار محبت به جهتي يا بغض نسبت به جهت ديگر را از قلبش پاك نمايد تا مبادا محبتش به جهتي ، مانع ازتحقيق جهت ديگر شود و يا بغضش نسبت به آنان مانع از كشف حقيقت گردد. اگر قرار باشد كتاب كساني كه خود را دشمن ديانت بهايي ناميده اند و با بغض نوشته شده مطالعه و ميزان فرد باشد ، مطمئنا به كار او تحري حقيقت گفته نمي شود.
از طرف ديگر فرد متحري ،خود بايد آثار حضرت بهاالله را بخواند و در مورد آن قضاوت كند ،نه آنكه نظرات و قضاوت ديگران را در مورد ديانت بهايي بشنود و بخواند و ملاك قضاوت خود قرار داده و تصور نمايد تحقيق كرده.
حضرت عبدالبها در مورد كساني كه در اين راه قدم مي گذارند و طالب حقيقت هستند چند صفت بر مي شمارند:” اولا بايد منصف باشد و منقطع از ما سوي الله و قلبش به كلي به افق اعلي توجه كند و از اسيري نفس و هوي نجات يابد....” مفاوضات ص۳۰
اما نكته ديگري كه در مصاحبه اين دو خانم شنيده شد و نشان دهنده عدم انصاف آنها بود (يعني اوليش شرط يك متحري حقيقت)اينكه گفتند ما همه اش كتابهاي بهايي مطالعه مي كرديم و نمي گذاشتند كتاب ديگري مطالعه كنيم .!!
سوال من اين است آيا شما در طول ۱۲ سال تحصيل خود در دبستان و دبيرستان ، هر روز و هر هفته بينش ديني و اسلامي مطالعه نمي كرديد ؟ آيا در مدرسه قران جزو دروس شما نبود؟ آيا امكان گوش دادن برنامه هاي راديو و تلويزيون در مورد معارف اسلامه كه ۲۴ ساعت از كانالهاي مختلف پخش مي شود از شما گرفته شده بود آيا راه كتاب فروشي ها و كتابخانه ها را بر شما بسته بودندو هيچ كتابي در دسترس شما نبود؟ اگر خارج از ايران زندگي مي كرديد ، شايد اتهام شما براي عدم دسترسي به منابع اسلامي قابل قبول بود اما در ايران كه بمباران اطلاعات و تبليغات معارف اسلامي از در و ديوار هر منزلي نفوذ مي كند ، چگونه چنين ادعايي مي تواند پذيرفته شود؟جز آنكه فرد مدعي از انصاف بدور و تنها قصد متهم كردن ديگران را براي قصور و كوتاهي هاي خود داشته باشد .
منبع: آشنايی با ديانت بهايي
[ مقالات(2) ]
+ ارسال شده در ساعت9:33 توسط سپهر
سایت ساغر امروز در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۶۸ از طرف سرور مسدود شد.
پس از تماس مدیر سایت ساغر با مدیر سرور، علت مسدود شدن سایت، دستور مقامات قضایی و وزارت اطلاعات به سرور (Server) اعلام شد. مدیر سرور ارائه دهنده ی خدمات به سایت ساغر بیان داشته است که او را تهدید کرده اند که در صورت مسدود نکردن سایت ساغر و یا ارائه ی نسخه پشتیبان به مدیر سایت ساغر، شرکت او بسته می شود.
او همچنین اظهار داشت که با تهدید، اطلاعات شخصی مدیر سایت ساغر که باید محفوظ می مانده، از او گرفته شده است که این امر می تواند برای مدیر فنی سایت ساغر مشکلاتی را در آینده ایجاد کند.
مدیر سرور همچنین تاکید کرد این دستور به همه ISP ها و سرویس دهنده اینترنت اعلام شده است که وبلاگها و سایتهای بهایی را هر چه سریعتر مسدود کنند.
این اقدامات در حالی صورت می گیرد که اکنون کمتر از یک هفته است که چند سایت فارسی زبان دیگر چون نیو نگاه، نقطه نظر، اوهام زدایی از طرف دولت جمهوری اسلامی ایران فیلتر شده است. از مدتها پیش نیز سایت های رسمی جامعه ی بهائی همانند www.Bahai.com و بخش فارسی www.Bahai.org فیلتر شده بودند.
با تشکر
Spring
) مدیریت انجمن های سایت ساغر (
[ اخبار ]
+ ارسال شده در ساعت19:55 توسط سپهر
هر چه محبوب مرا بیشتر انکار کنید
بیشتر پیشکش گرمی بازار کنید
چون چراغی است که افروخته ی دست خداست
هر چه "افواه" گمارید، پر انوار کنید
"کلما جاءَ رسولٌ بما لاتهوی" ست
چون نه بر زعم شما آمده انکار کنید
گر که باطل بود این راه و روش، "کانَ ذهوق"
ورکه حق است به انکار چه اصرار کنید؟
آن همه سعی شما "یُحَرِفونَ الکَلَم" است
خارج از موضع خود مساله اظهار کنید
انگلیس است اگر حامی و گر روس و پروس
این همه نوکر حقند چه انکار کنید؟
زانکه هر امر به "اسباب معلّق" شده است
همگی رونق بازار جهاندار کنید
رمز و رازی است در "العلم حجاب الاکبر"
نور را برقعِ ماهِ رخِ دلدار کنید
پیش از این مظهر حق "شاعر مجنون" خواندید
حالیا بسته به بیگانه اش اظهار کنید
طائر گلشن قدسش زچنین دام رهاست
خویش را در قفس شبهه گرفتار کنید
نتوان چهره ز خورشید به گِل پوشاندن
چند بر کار عبث کوشش بسیار کنید
عشق هرگز نتوانید به صلّابه کشید
گر چه هر ثانیه حلاج سر دار کنید
سر پرواز اگر سوی حقیقت دارید
بال و پر از گِل اغراض سبکبار کنید
سوختن خشک جسد تا به کی از آتش نفی
رو سوی جنت "من تحتها الانهار" کنید
آنزمان هر سخنش بحر معانی بینید
شادمان صید هزاران دُرشهوار کنید
آنزمان علم شما "یقذفه الله" گردد
کشف اسرار ز زلف بت عیّار کنید
تا هزاران دل سودا زده چون "حیران" را
روشن از شعشعه ی طلعت دلدار کنی
[ اشعار ]
+ ارسال شده در ساعت19:46 توسط سپهر
| شنبه 19 آبان1386 ساعت: 0:9 | توسط:یکی | |||
| اگه بهاییت زاده در کشور ایران است پس چرا تمامی مطالبی که باید در نماز خواند عربی است!!؟ | ||||
جواب:
۱. زبان عربی زبان کاملیست.
۲. در احادیث آمده که وقتی موعود جدید میاد کتابی مثله قرآن میاره.
۳. فارسی و یا عربی بودن ملاک نیست مهم اینه که ما آیات رو درک کنیم و با خدا راز و نیاز کنیم.
[ جواب به سوالات خوانندگان ]
+ ارسال شده در ساعت12:45 توسط سپهر
مخالفان آئین بهائی برای مخالفت با این دین الهی، بیانات طلعات مقدس بهائی را تحریف می نمایند، یعنی حقایق را وارونه جلوه می دهند و سعی در آن دارند که حقایق را پوشیده و پنهان نگاه دارند. یکی از حقایقی که مخالفان وارونه تعبیر کرده اند یا سوء تعبیر نموده اند، موضوع وجود اماکن مقدسه ی بهائی در کشور اسرائیل است. می گویند چون مراقد طلعات مقدسه ی بهائی – چون مراقد حضرت باب، حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء – در کشور اسرائیل است، لذا بهائیان جاسوسان یهودیان و اسرائیل اند!
این سخن همانند آن است که بگوییم چون محل تولد و دفن حضرت مسیح در کشور اسرائیل است، پس همه ی مسیحیان جهان، جاسوسان یهودیان اند. مانند آن است که بگوییم چون اورشلیم، یعنی بیت المقدس واقع در کشور یهود، مدتی قبله ی مسلمین بوده است، پس مسلمین آن زمان همه جاسوسان یهودیان بوده اند. مانند آن است که بگوییم چون مسلمین جهان برای اماکن متبرکه ی خود که در کشور اسرائیل است پول می فرستند، همه ی آنان جاسوسان قوم یهودند.
اهل حقیقت می دانند که این سخنان همه واهی است و وجود اماکن مقدسه ی اهل ادیان در سرزمین یهودیان به آن معنا نیست که آنان جاسوسان قوم یهودند. سرزمینی که اماکن مقدسه ی بهائی در آن است از قدیم الایام مبارک خوانده شده است. قرآن شریف در سوره ی اسراء، بیت المقدس و اطراف آن را مبارک خوانده است. رسول اکرم (ص) شهر عکا را تجلیل فراوان نموده است و فرموده اند خوشا به حال کسی که عکا را زیارت فرماید :" طوبی لمن زار عکاء ". حضرت علی (ع) می فرمایند که روزگاری بهترین مساکن عالم بیت المقدس خواهد بود: "خیر المساکن یومئذ بیت المقدس "
نکته ی حائز اهمیت این است که تاریخ آئین بهائی روشن است. اسناد و مدارک مربوط به دیانت بهائی در همه ی سرزمین ها و مراجع و کتابخانه های علمی نگاهداری می شود. صد ها پژوهشگر بهائی و غیر بهائی در کتابها و مقاله ها به زبانهای مختلف، وقایع مربوط به تاریخ بهائی را کاویده اند. به استناد همه ی این مدارک، حضرت بهاءالله در سال ۱۲۶۹ هجری قمری برابر با سال ۱۸۵۳ میلادی به فرمان ناصرالدین شاه – سلطان قاجار- برای ابد به همراه اعضای خاندان و جمعی از یارانشان از سرزمین مقدس ایران تبعید گشتند. ۱۰ سال در بغداد بودند و سپس به توطئه ی پیشوایان آن زمان و دستور سلطان عثمانی ایشان را به استانبول و سپس ادرنه تبعید فرمودند. چون آئین حضرتشان در میان ایرانیان و دیگر مردمان در نقاط مجاور آن بسیار ترویج یافته بود، پیشوایان شیعی در ایران تصمیم گرفتند که شاه ایران را مجبور نمایند که سلطان عثمانیان را وادارد که حضرت بهاءالله و همراهانشان را به شهر مخروبه ی عکا تبعید نمایند. سلطان جبار عثمانی نیز دستور تبعید را داد و در نهایت شقاوت آن مظلومان را تبعید و در سربازخانه ی عکا نگاه داشتند. شب نخست که اطفال معصوم از تشنگی روی به هلاکت داشتند، برای کودکان آب طلبیدند، احدی اجابت ننمود. حتی سه نفر از همراهان حضرت بهاءالله در بدو ورود، بدرود حیات گفتند. حضرت بهاءالله حدود ۲۴ سال در عکا زندانی و یا در تبعید تحت نظر بودند. می بینیم که آن حضرت به میل خود بدان سرزمین پا نگذاشتند.
حتی این نکته باید ذکر شود که آن زمانی که بدان نقطه تبعید شدند، حکومت آن سرزمین با مسلمین بود. جالب آن جاست که شیخ محمود، مفتی عکا، که مسلم متعصبی بود، حتی قصد قتل حضرت بهاءالله داشت. ولکن پس از چند برخورد آنچنان مجذوب طلعت مبارک و بیان مبارکش گردید که سر از پای نشناخت و دل بداد و مظهر الهی را در غایت عشق و ایمان بشناخت. مردم مسلم آن سرزمین اندک اندک دریافتند که آن حضرت تا چه حد مورد ستم قاجاریان و عثمانیان و پیشوایان روحانی زمان بودند. بی جهت نبود که رجال عثمانی چه در عکا و چه در دمشق و چه در بیروت به حضرتشان ارادت یافتند. عالمان دین، شاعران و ادیبان از مسلمان و غیر مسلمان به محضرشان شتافتند و از محضرشان استفاده نمودند.
پس از صعود حضرت بهاءالله، جسد حضرتشان در کنار عکا مدفون گشت. حضرت عبدالبهاء، فرزند بزرگوار حضرت بهاءالله، و مبین آثار آن حضرت نیز ۴۰ سال تمام در عکا زندانی و یا در تبعید تحت نظر بودند. در طول حیات، چه در هنگام تسلط عثمانیان و چه در دوره ی کوتاه تسلط امپراطوری انگلستان، آنقدر به مردم فسلطین به ویژه در ایام قحطی و جنگ کمک کردند که هنوز نوادگان ایشان، حضرتشان را با نهایت تجلیل نام می برند. آن حضرت نیز در آن سرزمین مدفون شدند. جسد حضرت باب نیز به فرمان حضرت بهاءالله، و همت بی نظیر حضرت عبدالبهاء، در آن سرزمین به خاک سپرده شدند. حکایت تشکیل اماکن مقدسه ی بهائی در آن سرزمین چنین است که بیان شد. می بینیم که حقیقت با آنچه که مخالفین دیانت بهائی می گویند بسیار تفاوت دارد.
حضرت بهاءالله را به اجبار و برای ابد به آن سرزمین تبعید کردند تا معدوم گردند و ندایشان فراموش و چراغ آئینشان خاموش گردد. آنان فراموش نموده بودند که چراغی را که ایزد برفروزد، جاودانه روشن است. قرآن شریف می فرماید که مخالفان حق و حقیقت تلاش می نمایند که نور الهی را خاموش نمایند ولکن خداوند همواره بر آن نور می افزاید. همانطور که مخالفین دیانت بهائی تلاش نموده و می نمایند که این نور الهی را خاموش کنند اما غافل از آن که خداوند خود حافظ سراج امرش است و از آن محافظت می نماید و روزبه روز بر آن می افزاید. حال پیروان دیانت بهائی در تمامی کشورهای دنیا ساکن اند و تعالیم آن حضرت را برای رسیدن به هدف "وحدت عالم انسانی" انتشار می دهند.
بهائیان، ۱۶۳ سال است که تحمل ستم ظالمان کرده اند ولکن اهل حقیقت آگاهند که عاقبت ستمکاران چه بوده است. قرآن شریف می فرمایند که ای مردمان بگردید در جهان و ببینید و دریابید عاقبت حال ظالمان از مکذبان: " فسیروا فی الارض فنظروا کیف کان عاقبة المکذبین ". ندای الهی که در کلمات مکنونه بر قلب حضرت بهاءالله نازل گشته است چنین است: "ای ظالمان ارض، از ظلم دست خود را کوتاه نمائید که قسم یاد نمودهام از ظلم احدی نگذرم"
بر غصب ستمکاران تا خود برسد خذلان
منبع: ساغر
[ مکانهای بهائی ]
+ ارسال شده در ساعت0:55 توسط سپهر

اعضای محفل روحانی بهائیان ایران در سال ۱۹۸۰. ایشان در همان سال ربوده شدند. احتمال می رود که همگی ایشان شهید شده باشند.
[ مشاهیر (و شهدای) امر ]
+ ارسال شده در ساعت19:45 توسط سپهر
" از جمله مظاهر مقدّسهء الهيّه حضرت زردشت بود. نبوّت حضرت مثل آفتاب واضح و روشن است برهانش ساطع است و دليلش لائح و حجّتش قاطع. حضرت زردشت وقتی ظاهر شد که ايران ويران بود و اهل ايران در نهايت خذلان مدّتی محاربات دائمی در ميان ايران و ترکستان بود. در ايّام لهراسب جزئی آرامی يافت زيرا لهراسب بنده حقّ بود و تحرّی حقيقت مينمود. بعد گشتاسب بر سرير سلطنت نشست. باری ايران را ظلمات ذلّ و هوان احاطه کرده بود. در چنين وقتی حضرت زردشت ظاهر شد ايران را روشن کرد و اهالی ايران را بيدار و هوشيار فرمود.
بعد از آنکه قوای ايران به تحليل رفته بود و از هر جهت تدنّی حاصل شده، ايرانيان گمراه و ظلمت نادانی مستولی دوباره بتعاليم حضرت زردشت جانی تازه گرفت و رو بترقّی گذاشت. تعاليم حضرت زردشت واضح است که تعاليم آسمانی است و نصايح و وصايای حضرت زردشت واضح است که الهی است. اگر حضرت زردشت ظاهر نميشد ايران محو و نابود شده بود. اگر تعاليم حضرت زردشت نبود ايرانيان بکلّی بی نام و نشان شده بودند. از فضائل عالم انسانی بکلّی محروم ميگشتند و از فيوضات ربّانيّه بکلّی محجوب. ولی آن کوکب نورانی افق ايران را روشن کرد. عالم اخلاق را تعديل فرمود و ايرانيان را بتربيت الهی تربيت کرد.
باری نبوّت حضرت زردشت مثل آفتاب واضح و آشکار است. عجب است که نبوّت حضرت موسی را قائلند و حضرت زردشت را انکار ميکنند. باری چون حضرت زردشت در قرآن صريحاً مذکور نيست، لهذا اهل فرقان انکار او کردند و اعتراض بر او داشتند. و حال آنکه در قرآن بعضی انبياء باسم مذکورند واکثری از انبياء بصفت مذکور. جميع انبياء که در قرآن اسمشان مذکور است بيست و هشت پيغمبر است ماعدای آنها بدون تصريح اسم اکثرشان مذکور. در خصوص حضرت زردشت ميفرمايد پيغمبری که در سواحل رود ارس مبعوث شد. به اين عنوان حضرت زردشت را به پيغمبر اصحاب الرّسّ در قرآن ذکر ميفرمايد. حضرات مفسّرين چون نفهميدند رسّ را بمعنی چاه تفسير کردند و چون حضرت شعيب در مديان بودند و اهل مديان آبشان از چاه بود لهذا گمان کردند. پيغمبری که در رسّ مبعوث شد حضرت شعيب بود. و بعضی از مفسّرين ذکرکرده اند که مقصود از رسّ ارس است پيغمبرهای متعدّد در آنجا مبعوث شدند ولی اسمشان در قرآن ذکر نشده چنين گفتند. خلاصه کلام اين است که حضرت زردشت در قرآن بعنوان پيغمبر سواحل رسّ ذکر شده و بزرگواری حضرت مثل آفتاب است.
تا يوم ظهور جمال مبارک بزرگواری حضرت زردشت مستور بود بعد جمال مبارک اسم حضرت را بلند نمودند و در الواح ذکرش فرمودند که حضرت زردشت يکی از مظاهر مقدّسه الهيّه بود. چون ابر ببارد و نسيم بوزد و آفتاب بتابد آنچه در کمون زمين است ظاهر و آشکار گردد. بهمين قسم چون شمس حقيقت جمال مبارک ظهور نمود و انوارش بر آفاق بتابيد جميع حقائق و اسرار ظاهر و آشکار شد. از جمله مسئلهء حضرت زردشت بود. فارسيان هزار سال و چيزی سرگردان بودند و بی سر و سامان بودند. الحمد لله جمال مبارک فارسيان را در آغوش عنايت خود گرفت و بعد از هزار سال از اين ذلّت و از اين مشقّت نجات داد و نبوّت حضرت زردشت را اعلان فرمود. و اين قضيّه نيز سبب الفت و محبّت و ارتباط و وحدت عالم انسان است.
جمال مبارک جميع امم را در ظلّ جناح عنايت خويش گرفت و کلّ را دلجوئی فرمود و بجميع مهربانی کرد. لهذا امرش رحمت عالميان است و ظهورش سبب نجات من علی الارض و مسرّت جميع ملل حکم سيف را برداشت بجای سيف محبّت حقيقيّه گذاشت. نفرت و اجتناب را محو فرمود، الفت و اجتذاب در ميان عموم تأسيس فرمود. الحمد لله ما را از هر قيدی آزاد کرد و ما را با جميع ملل صلح و آشتی داد. محبّ عالميان کرد و از بهائيان شمرد. لهذا بايد هر دم صد هزار شکرانه نمائيم و به عبوديتّش قيام کنيم اين است نهايت آمال و آرزوی ما.
ملاحظه کنيد که چه موهبتی فرموده الآن اين جمع هر يک از جائی و هر نفسی از اقليمی و کشوری. چقدر ما بين ما اختلاف بود؛ چقدر نزاع بود؛ چقدر اجتناب بود؛ بصفت رحمانيّت بر ما تجلّی کرد؛ همه ماها را جمع کرد؛ الفت داد؛ متّحد کرد و کلّ در نهايت محبّت و الفت و اتّحاد و يگانگی بر سر اين سفره جمعيم و مقصدی جز عبوديّت آستان مبارک نداريم و مرادی جز محبّت و الفت نخواهيم قلوب با يکديگر مرتبط است و جان ها کلّ بعنايت جمال مبارک مستبشر. از اين جمعيّت واضح است که بعد چه خواهد شد و چگونه بين ملل و مذاهب و شعوب و قبائل مختلفهء متحاربه متنازعه الفت و اتّحاد و يگانگی حاصل خواهد گشت. اين عنوان است ديگر معلوم است که متن و شرح اين نامه چگونه است اين مجلس ديباچه کتاب است، لهذا معلوم است حقائق و معانی اين کتاب چگونه است. اميدم چنان است که تماماً هر يک چون بموطن خود يا مسکن خود مراجعت کنيد، آيتی از آيات الهيّه باشيد؛ موهبتی از مواهب ربّانی باشيد؛ سبب الفت قلوب گرديد و سبب اتّحاد و ارتباط نفوس بوحدت انسانی خدمت کنيد؛ خادم جميع بشر باشيد و محبّ جميع من علی الارض آشنا و بيگانه ندانيد؛ يار و اغيار نشمريد؛ با جميع بنهايت محبّت و مهربانی سلوک و حرکت نمائيد. اين است نهايت آمال و آرزوی ما. يقين است که معمول خواهيد داشت."
ماخذ: خطابات مبارک حضرت عبدالبهاء ص ١٢٦-١٢٩
[ مقالات(2) ]
+ ارسال شده در ساعت0:31 توسط سپهر
دوستان عزیز خسته نباشید٬
این پست مخصوص راهنمائی شما عزیزان است تا که هرچه بهتر بتوانید از وبلاگ استفاده فرمائید.
در اینجا موضوعات پست ها را قرار میدهم تا به راحتی بتوانید چیزی را که میخواهید پیدا کنید.
فقط با یک کلیک بر روی این قسمت ها میتوانید وارد آنها شوید. همیشه این پست در اول صحفه خواهد بود. ولی آخرین پستها را نیز میتوانید بعد از این پست ببینید. البته اگر توجه کنید در کادر سمت راست صحفه نیز آرشیو موضوعی وجود دارد ولی از آنجا به هم ریخته است در این پست من آنهارا به ترتیب چیده ام.
موفق باشید![]()
تشکر شما از پستهایی که می خوانید و یا استفاده می کنید نشانه شخصیت شماست.
[ راهنما ]
+ ارسال شده در ساعت0:17 توسط سپهر
اوکلند راس
دیوان شرق میانی
حیفا ، اسرائیل - از کسی بخواهید که سه دین جهانی را نام ببرد که از سرزمینی سرچشمه گرفته که اکنون اسرائیل شناخته می شود ، و شما احتمالاً یک پاسخ سریع و مطمئن دریافت خواهید کرد.
یهودیت ، مسیحیت و اسلام.
حالا از کسی بخواهید که یک دین جهانی چهارم را نام ببرد که آن نیز ریشه های عمیقی در سرزمین مقدس دارد و شما احتمالاً نگاه متعجب بی پاسخی را دریافت خواهید کرد.
سلام از حیفا سومین شهر بزرگ اسرائیل ، مهمترین بندر آن و مقر اصلی جهانی دین بین المللی دیگر این ناحیه –آئین کم شهرت ولی به سرعت رشد یابنده ای که دیانت بهایی نامیده می شود.
سلی شاهوار ، رئیس دپارتمان مطالعات ایران و خلیج فارس در دانشگاه حیفا می گوید: "ما همه ی این بهائیان را داریم و هیچ کس در مورد آنها صحبت نمی کند."
شاهوار با وجودی که یک بهائی نیست چیزهای زیاد خوبی گفتن درباره ی دینی دارد که شکیبایی ، توازن جهانی ، برابری دو جنس و دموکراسی را از میان مجموعه ای از تعالیم با فضیلت دیگر ترویج می دهد."
او می گوید: "آنچه بهائیان تبلیغ می کنند ، چیزهای مثبتی است. که برای یک دیانت جدید ، بسیار تاثیرگذار می باشد."
پیروان این دین که نزدیک به ۶ میلیون نفر در سراسر دنیا می باشند ملزم به کناره گیری از امور سیاسی بوده و برای بخش بیشتری اینگونه است بجز در ایران جایی که ۳۰۰ هزار نفر از پیروان دیانت بهایی پیوسته مورد آزار و اذیت جدی واقع می شوند بی آنکه مقصر باشند.
در حیفا ، شهری مدیترانه ای و زیبا در جوار سراشیبی های کوهی سبز ، باغ های معلق وافر معبد بهاییان برجسته ترین جاذبه ی توریستی شهر به حساب می آید.

باغ ها ، چهره ی شمال کوه کرمل را در ۱۹ ردیف تراس مرمری که با تاکستان ها ، گلها ، سبزه های کوتاه شده ، درب های آهن کاری شده و مجسمه های مرمری جدا شده اند، می پیماید.
این غیرممکن خواهد بود که حیفا را بازدید کرد و حداقل مختصراً از دیدن باغ ها به تنهایی ، و یا درهم آمیختگی ساختمان های کلاسیک جدیدِ عمدتاً ساخته شده از مرمر ایتالیایی که بر زمین های بهایی برپا شده ، مبهوت نشد.
از همه ی جاهایی که بر زمین ممکن است به عنوان ربع های اصلی جهانی این دیانت ۱۶۰ ساله انتخاب شده باشد ، چرا بهاییان اینجا استقرار یافته اند، در جوار کوهی که مشرف به شلوغ ترین بندر تنها سرزمین یهودی دنیاست؟
داگلاس مور ، رئیس روابط عمومی کلیسای حیفا پاسخ می دهد: "این جا ، مکانی است که "او" یک زندانی بوده است."
مور به بهاءالله – به معنی روشنایی خدا – اشاره می کند که نجیب زاده ای ایرانی است که در سال ۱۸۱۷ در جایی که اکنون ایران است به دنیا آمد و سپس مؤسس و روح هدایت گر دیانت بهایی گردید.
با تعقیب زمانداران سیاسی آن زمان ، بهاءالله بیشتر عمر خود را در تبعید سپری نمود و نهایتاً خود را همراه با خانواده اش در عکا که اکنون ساحلی است در نزدیکی حیفا یافت. جایی که در آن زمان پایگاه مرزی کیفری بود که مخروبه ی کثیفی از مستعمرات امپراطوری عثمانی بود.
بهاءالله یکبار که آزاد بود ، به پسر و جانشین خود دستور داد که مقبره ای بر سراشیبی کوه کرمل بسازند و بقایای باب را - دیگر شخصیت مذهبی ایرانی که قبل از آنکه در سال ۱۸۵۰ در ایران اعدام شود به ظهور بهاءالله بشارت داده بود – در آنجا دفن کند.

اگرچه این دین در برابر زمینه ی مذهبی تحت سلطه ی شیعه ی اسلام پدیدار گشت اما در کل به عنوان دیانت متمایزی محسوب می شود. این دیانت در خیلی از جوانب غیرمعمول است با نداشتن روحانی و اجتناب از به این دیانت درآوردن افراد. همه ی دفاتر مذهبی توسط آرای دموکراتیک پر می شوند.
هند بزرگترین جمعیت بهاییان را با بیش از ۲ میلیون نفر دارد و حدود ۲۰0 هزار نفر از پیروان دیانت بهایی در کانادا بسر می برند.
بر طبق گفته های مور ، جامعه ی بهایی عمداً از ایجاد یک جامعه ی اسرائیلی از پیروان برای اجتناب از ایجاد درگیری احتمالی با زمامداران بهودی کشور خودداری کرده است.
اجتناب از چنین سایش هایی در ایران غیر ممکن بوده است. جایی که به دیانت بهایی به عنوان دین مرتدین نگریسته می شود و صدها بهایی از زمان به روی کار آمدن بنیادگرایان اسلامی در کشور در سال ۱۹۷۹ اعدام شده اند.
پیروان دیانت بهایی همچنان در ایران توسط حکمرانان شیعه در مسائل مذهبی مورد آزار و اذیت واقع می شوند. مسلمانان محمد را آخرین پیامبر خدا محسوب می کنند اما بهاییان باب و بهاءالله را نیز پیامبران الهی می دانند.
هنوز در بخشی از جهان جایی که دین با جنگ ، خونریزی و مرگ درگیر است ؛ دیانت بهایی به نظر می رسد که یک استثناء باشد.
سالی ویکز ، از Urbana و اکنون یکی از ۶۵۰ داوطلب از سراسر دنیا که در مرکز بهایی در حیفا کار می کنند می گوید: "برخی از افراد فکر می کنند برای ما عدم دخالت در سیاست نوعی بی تفاوتی است. این برای من هم در ابتدا سخت بود. اما ما دستور کار متفاوتی داریم و آن متحد کردن عالم است."
[ مقالات(2) ]
+ ارسال شده در ساعت21:27 توسط سپهر
































