![]() |
28 مي 2008
عکا، اسرائيل(سرویس خبری جهانی بهایی)
چهارصد زائر بهايي از جمله هزاران پيرو حضرت بهاءالله در سراسر عالم خواهند بود که در 29 مي ساعت 3 صبح براي گراميداشت يکصد و شانزدهمين سالگرد صعودش در محل مرقد ايشان گردهم مي آيند.
در سراسر کره ي زمين، هزاران نفر صورت هايشان را به سمت همان جايگاه مقدس – که براي بهائيان، مقدسترين نقطه ي عالم است – مي چرخانند تا شبي را گرامي بدارند که حضرت بهاءالله در منزل خود در نزديکي شهر عکا در ارض اقدس به سال 1892 صعود کردند.
بقاياي هيکل مبارک ايشان در همان ملک که اکنون محل زيارت اعضاي جامعه ي بهايي سراسر عالم است، به خاک سپرده شد.
بسياري از کساني که در اين برنامه در روضه ي مبارک شرکت مي کنند، مي توانند منزل ايشان، عمارت بهجي را زيارت کنند و براي دقايقي در همان اتاقي که ايشان ساعت هاي آخر حيات عنصري خود را سپري کردند، به دعا مشغول شوند.
اتاق دقيقاً به همان صورتي که در زمان حضرت بهاءالله بود، نگهداري شده است – حتي يک جفت کفش مبارک براي ديدن زائرين در آنجا موجود است.
![]() |
زائرين مي توانند سلول ايشان را نيز در زندان واقع در شهر قديمي محصور و سه خانه اي را که يکي از آنها در بهجي است - جايي که حضرت بهاءالله بعد ازاينکه زمامداران شرايط حبس سخت ايشان را تسهيل کردند نهايتاً توانستند در آن اقامت کنند - زيارت نمايند.
بهائيان معتقدند که حضرت بهاءالله فرستاده ي خدا براي اين عصر مي باشند، که جديدترين فرستاده درصف مربيان الهي شامل بودا، مسيح، کريشنا، محمد، موسي، و زرتشت از ميان ديگران مي باشند.
سالگرد صعود حضرت بهاءالله يکي از 9 روز مقدسي است که بهائيان کار را تعطيل مي کنند.
منبع(انگلیسی):سرویس خبری جهانی بهایی
منبع(فارسی):ساغر
[ حضرت بهاءالله ]
+ ارسال شده در ساعت14:25 توسط سپهر
[ حضرت بهاءالله ]
+ ارسال شده در ساعت14:37 توسط سپهر
[ حضرت بهاءالله ]
+ ارسال شده در ساعت17:2 توسط سپهر
حضرت بهاءالله
[ حضرت بهاءالله ]
+ ارسال شده در ساعت21:52 توسط سپهر
ندائی از حضرت بهاءالله بر این زمان:
امروز ناله عدل بلند ، حنین انصاف مرتفع ، دود تیره ستم عالم و امم را احاطه نموده. از حرکت قلم اعلی روح جدید معانی به امر آمر حقیقی در اجساد دمیده شد و آثارش در جمیع اشیای عالم ظاهر و هویدا. اینست بشارت اعظم که از قلم مظلوم جاری شده ، بگو ای دوستان ترس از برای چه ؟ و بیم از که ؟ گلپارهای عالم به اندک رطوبتی متلاشی شده و می شوند. نفس اجتماع سبب تفریق نفوس موهومه است. نزاع و جدال شأن درنده های ارض ... بگو ای دوستان حکمت را از دست ندهید ، نصایح قلم اعلی را به گوش هوش بشنوید. عموم اهل عالم باید از ضُرٌ دست و زبان شما آسوده باشند.
[ حضرت بهاءالله ]
+ ارسال شده در ساعت10:23 توسط سپهر
" رگ جهان در دست پزشک دانا است ، درد را می بيند و بدانائی درمان ميکند . هر روز را رازی است و هر سر را آوازی . درد امروز را درمانی و فردا را درمان ديگر . امروز را نگران باشيد و سخن از امروز رانيد . ديده ميشود گيتی را دردهای بيکران فرا گرفته و او را بر بستر ناکامی انداخته . مردمانيکه از باده خود بينی سر مست شده اند پزشک دانا را از او باز داشته اند . اينست که خود و همه مردمان را گرفتار نموده اند . نه درد ميدانند نه درمان ميشناسند . راست را کژ انگاشته اند و دوست را دشمن شمرده اند . بشنويد آواز اين زندانی را . بايستيد و بگوئيد ، شايد آنانکه در خوابند بيدار شوند ."
حضرت بهاءالله
[ حضرت بهاءالله ]
+ ارسال شده در ساعت15:53 توسط سپهر
مختصری از حیات حضرت بهاءالله
وقتی که حضرت بهاءالله به سن ۱۴ سالگی رسیدند در دربار شاه به حکمت و علم معروف بودند. در ۲۲ سالگی پدرشان صعود نمود و دولت، منصب عالی پدر را به ایشان پیشنهاد کرد، ولکن حضرت بهاءالله که نمی خواستند حیات خود را صرف امور مادی نمایند، شغل دربار و وزارت را قبول ننمودند و طریقی را که خداوند برایشان مقدر فرموده بود برگزیدند و وقت خود را صرف کمک به فقراء و ضعفا و بیماران نمودند و بزودی به عدالت و انصاف، معروف خاصّ و عام شدند.
در سن ۲۷ سالگی حضرت بهاءالله به وسیله ی فرستاده ی خاصی بعضی از آثار حضرت باب را دریافت نمودند که در آن بشارت قرب ظهور یوم الله داده شده بود، همان روزی که مظهر ظهور جدید ظاهر خواهد شد و صلح عمومی و وحدت و عدالتی را که عالم انسانی مدتها منتظر آن بوده تحقق خواهد بخشید. حضرت بهاءالله بلافاصله پیام حضرت باب را قبول فرمودند و یکی از پیروان مشتاق آن حضرت گردیدند. متاسفانه زمامداران ایران که به وسیله ی هواهای نفسانی خود نابینا شده بودند، به نحوی شدید و وحشیانه به تعذیب پیروان حضرت باب پرداختند. حضرت بهاءالله که به شرافت و حُسن سیرت معروف بودند از این مصائب مستثنی نگردیدند. حدود 8 سال پس از اظهار امر حضرت باب و ۲ سال پس از شهادت آن حضرت، حضرت بهاءالله اسیر سجن سیاه چال شدند. زنجیری که بر گردن آن حضرت بود آنقدر سنگین بود که قادر بر بلند نمودن سرشان نبودند. در این سجن حضرت بهاءالله ۴ ماه تحمل دشواریهای بسیار نمودند و در همین سیاه چال بود که وحی الهی بر ایشان نازل شد و بر آن حضرت معلوم گردید که موعود جمیع امم می باشند. از این سجن اظلم، شمس حضرت بهاءالله اشراق فرمود تا جمیع خلایق را روشن سازد.
پس از ۴ ماه مسجونیت در سجن سیاه چال، تمام املاک و دارایی حضرت بهاءالله را مصادره، و ایشان را با خانواده شان تبعید نمودند. در سرمای سخت زمستان از طریق کوههای غربی ایران به سوی بغداد که یکی از شهرهای حکومت عثمانی بود و اکنون پایتخت عراق است حرکت نمودند. کلمات نمی تواند رنج های این سفر را توصیف نماید که چگونه صد ها کیلومتر را در جاده های پوشیده از برف و یخبندان پیاده طی نمودند.
شهرت مبارک به سرعت در بغداد و دیگر شهرهای آن منطقه منتشر شد و مردم دسته دسته برای کسب فیض دیدن ایشان می آمدند. ولکن بعضی دیگر به شهرت آن حضرت حسادت می ورزیدند. یکی از آنها برادر ناتنی آن حضرت، میرزا یحیی بود که در ظلّ عنایت و محبّت مبارک می زیست. میرزا یحیی که در آن ایام مورد احترام بود بنای مخالفت با حضرت بهاءالله گذاشت به خیال اینکه بابیان که به او احترام زیادی می گذاشتند او را به عنوان رهبر قبول خواهند کرد، ولی نمی دانست که با روی برگرداندن از مظهر ظهور الهی تدنی و سقوط او حتمی خواهد بود. وقتی مظهر ظهور الهی ظاهر می شود تنها نفوسی که عبودیت و بندگی او را قبول می کنند به عظمت حقیقی خواهند رسید. حتی اقربا و نزدیکان نباید فراموش کنند که آن حضرت حائز مقامی بمراتب بالاتر از جمیع اهل عالم هستند و هیچ کس نمی تواند در آن مقام با حضرتش شریک باشد.دسیسه های میرزا یحیی موجب اختلاف بین پیروان حضرت باب گردید و باعث حزن شدید حضرت بهاءالله شد. یک شب جمال مبارک بدون آنکه به کسی بگویند خانه را ترک فرموده و به کوههای کردستان هجرت نمودند. در آنجا عزلت اختیار فرموده و به دعا و مناجات و تامل پرداختند. در غار کوچکی زندگی کردند و به ساده ترین غذا قناعت فرمودند. کسی ایشان را نمی شناخت و اسمشان را نمی دانست. ولکن به تدریج مردم آن منطقه درباره ی "شخص ناشناس" و "درویش بزرگوار" که علم الهی داشت سخن گفتند و چون خبر این شخص بزرگوار به پسر ارشدشان، حضرت عبدالبهاء رسید بلافاصله علامت های پدر عزیز خود را شناختند. و رقائمی به وسیله ی فرستاده ای به آن حضرت ارسال و رجا و تمنا نمودند که به بغداد مراجعت فرمایند و ایشان قبول فرمودند و بالاخره بعد از ۲ سال به دوران پرمشقت عزلت خود خاتمه دادند.
در ایام غیبت حضرت بهاءالله، اوضاع جامعه ی بابی به سرعت به سوی قهقرا کشیده شد. حضرت بهاءالله به محض بازگشت به تصحیح اخلاق و تحسین اعمال پیروان ستمدیده و سرگردان حضرت باب پرداختند. با وجودی که هنوز ایشان مقام عظیم خود را اعلام ننموده بودند، قدرت کلام و حکمت حضرتشان تعداد کثیری از بابیان را تحت تاثیر قرار داده و افراد از طبقات مختلف مجذوب ایشان گشته و از مریدان آن حضرت شدند ولکن علمای متعصب و برادر حسود ایشان، میرزا یحیی، نتوانستند نفوذ عظیم حضرت بهاءالله را بر این تعداد زیاد از مردم تحمل کنند. لذا به مسئولین دولتی مکررا شکایت نمودند تا اینکه حکومت ایران با برخی از مسئولین امپراطوری عثمانی همدست شده و حضرت بهاءالله را به شهری بعید تر از موطن اصلی یعنی استانبول تبعید نمودند.
آپریل ۱۸۶۳ برای مردم عراق مملو از حزن و اندوه بود. قرار بود شخصی که به او عشق می ورزیدند شهر را به مقصد نامعلوم ترک نماید. چند روز قبل از عزیمت، حضرت بهاءالله به باغی در بیرونی شهر منتقل شدند و ۱۲ روز در آن باغ خیمه زدند و تعداد زیادی از نفوس دسته دسته برای وداع با آن حضرت می آمدند و پیروان حضرت باب، با قلوبی آکنده از حزن به زیارت ایشان نائل می شدند و بعضی از آن نفوس با آن حضرت در تبعید به شهر استانبول همراه می شدند. ولکن خیلی ها باقی می ماندند و از همراهی حضرت بهاءالله محروم می شدند. ولکن اراده ی الهی چنان نبود که این واقعه با حزن خاتمه یابد. ابواب فضل بی منتها به روی احباء گشوده شد و حضرت بهاءالله به همراهان اعلام فرمودند که "من یُظهِرُهُ الله" و موعود اهل بیان می باشند. در این حین، حزن مبدل به سرور گردید و قلوب به عشق حضرت بهاءالله مشتعل شد. این ۱۲ روز از اول اردیبهشت تا ۱۲ اردیبهشت (۲۱ آپریل تا ۲ می) به عنوان عید رضوان، سالگرد اظهار امر علنی حضرت بهاءالله را، بهائیان در سراسر عالم و در طی قرون آینده جشن خواهند گرفت.
استانبول، مرکز امپراطوری عثمانی بود. در اینجا نیز دوباره عظمت و حکمت و جذابیت حضرت بهاءالله نفوس بسیاری را به سوی خود مجذوب نمود. نمایندگان دولت ایران و دشمنان دیگر، مسئولین دولت را قانع نمودند که جمال مبارک را به ادرنه تبعید کنند. در ادرنه حضرت بهاءالله الواحی به ملوک و سلاطین نوشتند و از آنها دعوت نمودند دست از ظلم و ستم بردارند و خود را وقف راحتی و آسایش ملت سازند. پس از مدتی مقامات دولت عثمانی، آن حضرت را به عکا فرستادند و در قلعه ی نظامی آن شهر زندانی کردند. عکا در آن زمان، سخت ترین زندان، در تمام امپراطوری عثمانی محسوب می شد و دشمنان گمان نمودند که در اوضاع سخت قشله ی عکّا، معروفیت حضرت بهاءالله فراموش و نورشان خاموش خواهد شد و با این عمل می توانند مانع امر و اراده ی الهی شوند.
رنجهای حضرت بهاءالله در عکا بیش از حد و اندازه بود. در بدایت به تنهایی در سلولی مسجون شدند که حتی فرزندان مبارک اجازه ی ملاقات نداشتند. شب و روز، اعداء احاطه نموده و جمیع وسایل آسایش و راحتی مفقود بود. ولی اوضاع سجن به تدریج تغییر نمود. ساکنین عکا و مامورین حکومت قانع شدند که حضرت بهاءالله و بهائیان بی گناه می باشند. در اینجا نیز دوباره مردم مجذوب علم و درایت و محبت حضرت بهاءالله شدند با وجودی که هنوز عظمت حقیقی آن حضرت را درک نمی کردند. پس از چند سال ابواب سجن مفتوح شد و حضرت بهاءالله آزاد شدند و به ایشان اجازه داده شد به منزلی راحت تر در آن حوالی منتقل شوند. محلی که امروزه به اسم قصر بهجی معروف است و در این محل بود که حضرت بهاءالله در ماه می ۱۸۹۲ در اوج عظمت و جلال صعود فرمودند.
حضرت بهاءالله عَلَم صلح و وحدت عالم انسانی را بلند نمودند و کلمات الهیه را نازل فرمودند. با وجودی که دشمنان آن حضرت به جمیع قوا بر علیه ایشان قیام نمودند، آن حضرت ناصراً مظفراً بر آنان غالب شدند و وعده ی الهی که در سیاه چال طهران در تحت سلاسل به ایشان داده شده بود تحقق یافت. در دوره ی حیات ایشان، پیام حضرتشان، قلوب هزاران نفوس را زنده کرد و گروهی از آنان جان خود را در راهش فدا کردند. امروزه تعالیم مبارک حضرت بهاءالله مستمراً در عالم انتشار می یابد و هیچ امری نمی توانند تحقق غایی آن را که وحدت عالم انسانی در ظلّ دیانتی جهانی است مانع شود.
[ حضرت بهاءالله ]
+ ارسال شده در ساعت23:11 توسط سپهر

"اگر افق اعلی از زُخرُف دنیا خالیست ولکن در خزائن توکل و تفویض از برای ورّاث میراث مرغوب لا عدل له گذاشتیم.گنج نگذاشتیم و بر رنج نیفزودیم.ایم الله در ثروت خوف مستور و خطر مکنون....ثروت عالم را وفائی نه. آنچه را فنا اخذ نماید و تغییر پذیرد لایق اعتنا نبوده و نیست مگر علی قدر معلوم.مقصود این مظلوم از حمل شداید و بلایا و انزال آیات و اظهار بینات اخماد نار ضغینه و بغضاء بوده که شاید آفاق افئدهء اهل عالم به نور اتفاق منور گردد و به آسایش حقیقی فائز....ای اهل عالم ، شما را وصیت می نمایم به آنچه سبب ارتفاع مقامات شما است . به تقوی الله تمسک نمائید و به ذیل معروف تشبث کنید. براستی می گویم ، لسان از برای ذکر خیر است او را به گفتار زشت میالائید."
(ادعیهء حضرت محبوب صفحهء ۴۱۰ )
[ حضرت بهاءالله ]
+ ارسال شده در ساعت1:53 توسط سپهر
حضرت بهاءالله ۱۸۱۷ - ۱۸۹۲
![]() نمايى از آرامگاه حضرت بهاءالله ( روضه مبارکه) در نزديکى عکّا، اسرائيل |
بنيانگذار آئين بهائى
حضرت بـهاءالله در سال ۱۸۱۷ در خانـوادهاى از نجـباء و اشـراف ايران تـولّـد يافت خاندانش بسيار ثروتمند و صاحب ضياع و عقار بودند و نسب صحيحشان به پادشاهان ساسانی ميرسيد. حضرت بـهاءالله از داشتن مقامى در دربار آنزمان استنکاف ورزيد و از همه ثروت و مزايائى که داشت چشم پوشيد، در عوض مشهور به سخاوت و مهربانى شد و محبوب هموطنانش گشت و چون حضرت بهاءالله حمايت خويش را از آئين حضرت باب اعلان فرمود طولى نکشيد که تمام مناصب و امتيازاتش را از دست داد و در طوفانـى که پـس از اعدام حضـرت باب در ايران برخاست از همه ثروت و مال دنيـا محروم و خود نيز دچار شکنجه و آزار و گرفتـار زندان شد. سپس چند بار او را تبعيد نمودند. اوّلين تبعيدش به بغداد بود که در سال ۱۸۶۳ از همان شهر حضرت بـهاءالله خود را موعود بيان اعلان فرمود. از بغداد حضرت بـهاءالله را به استانبول و از آنجا به ادرنه و باﻻخره به عکّا تبعيد نمودند. عکّا در اراضی مقدّسه بود و حضرت بـهاءالله بعنوان يک زندانى در سال ۱۸۶۸ وارد آن شهر گرديد.
![]() سلول زندان حضرت بهاءالله در عکّا، اسرائيل |
از ادرنه سپس از عکّا حضرت بـهاءالله نامههاى متعدّدى خطاب به ملوک و سلاطين زمان خويش صادر فرمود. اين الواح در تاريخ اديان بىنظير و از اسناد بسيار مهمّ و پرعظمتى است که در آن حضرت بـهاءالله اعـلان فرمود که تمدّنى جهانى در شرف تکوين است و زمانش فرارسيده که اهل عالم بسراپرده وحدت و يگانگی درآيند و به شاهان و امپراطورها و روساى جمهور در قرن نوزدهم نصيحت کرد که از اختـﻻفات خويش دست بردارند و تسليحات خويش را بحدّ اقل رسانند و در عوض کوشش و امکانات خويش را صرف ايجاد صلح عمومى نمايند.
درگذشت حضرت بـهاءالله در بـهجى در شمال عکّا واقع شد و مزارش در همان جا استقرار يافت. تعاليمش کم کم از مرز خاورميانه بيرون ميرفت و در نقاط ديگر منتشر ميشد. روضه مبـارکهاش امروز قبله جامعه جهانى بـهائى است.
[ حضرت بهاءالله ]
+ ارسال شده در ساعت22:54 توسط سپهر











