تبليغاتX
 دیانت بهائی
دیانت بهائی
مقالات و اخبار و آثار و عکس های بهائی
دیانت بهائی

بهائی بودن یعنی جمیع عالم را دوست داشتن و با کل بشر مهربان بودن، در خدمت به نوع کوشیدن، ودرسبیل صلح عمومی و ترویج اخوت حقیقی همت کردن. عبدالبهاء عباس

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
لینک باکس بهائی
طبقه بندي موضوعي
و غيره!...


[ آثار بهائی ]
+
مناجات
هوالابهي از جور زاغان گلخن جفا نترسيم و از چنگال تيز جغدان بي حيا نهراسيم چه اگر سينه درند مرهم فوز به ملكوت ابهي موجودو اگر خونخوار ستمگرند فوز و فلاح جبروت اعلي مشهودو اگر لانه و كاشانه ضبط و خراب نمايند الحمدالله آشيانه در سدره ي منتهي محقق و مثبوت پس از چه ترسيم و از چه اذيتي بهراسيم گر در عطا بخشد اينك صدفش دلها ور تير بلا آيد اينك هدفش جانهاوالبهاءعلي اهل البهاء ع ع
[ آثار بهائی ]
+
ای پسران دانش ! چشم سر را پلک بآن نازکی از جهان و آنچه در اوست بی بهره نمايد ، ديگر پرده آز اگر بر چشم دل فرود آيد چه خواهد نمود . بگو ای مردمان ! تاريکی آز و رشک روشنائی جان را بپوشاند ،چنانکه ابر روشنائی آفتاب را . اگر کسی بگوش هوش اين گفتار را بشنود پر آزادی بر آرد و بآسانی در آسمان دانائی پرواز نمايد.
[ آثار بهائی ]
+
مناجات
هوالله ، اي مهربان بهاي من تو تأييد کن تو توفيق بخش، ما افسرده ايم تو درياي آتش، ما پژمرده ايم تو نسائم روح بخش، نسيم عنايتي و شميم موهبتي برسان. عبدالبها عباس
[ آثار بهائی ]
+
...

حق جلّ ذکره خود را غفور و رحیم و رحمن و کریم خوانده. چگونه میشود بامورات جزئیه از احبای خود بگذرد و یا نظر رحمت باز دارد...لعمری اّنه قد کان بالمنظر الاعلی و المقام الاسنی. لاینظر الا حسنات احبّائه و ما ورد علیهم فی سبیله و یتجاوز عمّاد و نها...همیشه حق ناظر باعمال خیریّه بریّه بوده و هست مگرنفسی که فی الحقیقه از او رائحه اعراض مرور نماید.


[ آثار بهائی ]
+
لوح

برای دیدن لوح در اندازه بزرگتر بر روی آن کلیک کنید.

Your Image Thumbnail


[ آثار بهائی ]
+
مناجات

هواﷲ

اي سرور هوشمندان، آنچه بقلم مشکين نگاشته خوانديم و بآستان يزدان زبان ستايش گشاديم که پرتو خورشيد آسمان چنان درخشيد که در دل‌هاي ياران سپيده اميد دميد و مژده رسيد که اي ياران ديرين بجوشيد و بخروشيد و بگوييد و بشنويد که يزدان سراپرده پيشينيان‌را بر افراخت، و پرچم فارسيان‌را بلند نمود و اختر ايرانيان‌را روشن کرد. خزان گذشت و دي بسر آمد، باد بهار وزيد و گلشن مشکبار دميد، تا اسيران سرور گردند و بينوايان رهبر، هر بي سر وسامان، سر و سامان جويد، و لانه ويران، ايوان کيوان گردد و کلبه دودمان ديرين بهشت برين شود و آشيان مرغان اندوهگين گلگشت دلنشين.

پس بايد بپاداش اين بخشش خداوند آفرينش کوشش نمود تا همه ياران در سايه سراپرده يزدان درآيند و بزرگواري جهان آسمان رخ بنمايد، تا روي زمين آيينه چرخ برين گردد و جهان پستي پرتو جهان بالا گيرد.

اي يزدان پاک اين بنده ديرين را اندوهگين مخواه، شادماني آسماني بخش، و فر يزداني بده، ستاره روشن نما و گل گلشن کن، سرور آستان نما و افسر جهان بالا بر سر نه، رويش‌را بدرخشان، و گوهرش‌را بيفشان، جانش‌را مشکبار کن و دلش‌را گلزار نما، تا بوي خوي خوشش جان پرور گردد، و پرتو رويش افزون از ماه و اختر، تويي مهربان و تويي بخشنده و توانا.

اي يار ديرين پرسشي چند نموده ‌بودي:

پرسش نخست اين بود که چرا آيين پيغمبران ديگرگون گردد و روش وخشوران مانند بوقلمون ، مهتر اسراييليان‌را روشي بود و اختر عيسويان‌را تابشي و درخششي، گفتار و کردار و آيين و روش و فرمايش هريک دگرگون بود اين چه رازيست نهان و پنهان، زيرا بايد فرمايش يزدان بر يک روش باشد تا بخشش آسمان رخ بگشايد...

جواب: بدان که جهان و آنچه در اوست هردم ديگرگون گردد و در هر نفسي تغيير و تبديل جويد، زيرا تغيير و تبديل و انتقال از لوازم ذاتيه امکان است و عدم تغيير و تبديل از خصايص وجوب، لهذا اگر عالم کون‌را حال بريک منوال بود لوازم ضروريه‌اش نيز يکسان ميگشت، چون تغيير و تبدل مقرر و ثابت، روابط ضروريه‌اش را نيز انتقال و تحول واجب، مثل عالم امکان مثل هيکل انسان است که در طبيعت واحده مداوم نه، بلکه از طبيعتي بطبيعتي ديگر و از مزاجي بمزاج ديگر انتقال نمايد و عوارض مختلف گردد و امراض متنوع شود، لهذا پزشک دانا و حکيم حاذق درمان‌را تغيير دهد و علاج‌را تبديل نمايد.

بديده بينا ملاحظه کنيد که انسان در رحم مادر خونخوار است، و در مهد و گهواره شير خوار، و چون نشو و نما نمايد بر خوان نعمت پروردگار نشيند و از هرگونه طعام تناول نمايد، زمان طفوليت را حکمي و دم شيرخواري‌را رزقي و سن بلوغ را اقتضايي و جواني را قوت و قدرت و ضعف پيري‌را فتور و رخاوتي، در هر درجه انسان‌را اقتضايي و دردش‌را درماني، همچنين موسم صيف را اقتضايي و فصل خزان‌را خصوصيتي و موسم دي را برودتي، و وقت بهار را نسيم معطري و شميم معتبري، حکمت کليه اقتضاي اين مينمايد، که بتغيير احوال تغيير احکام حاصل گرددو به تبديل امراض تغيير علاج شود، پزشک دانا هيکل انسان‌را در هر مرضي دوايي و در هر دردي درماني نمايد و اين تغيير و تبديل عين حکمت است...( عبدالبها، عباس ) ع.ع


[ آثار بهائی ]
+
مناجات

هوالله
ای ناظر الی الله٬ حمد کن که پدری داری رخ به نار محبت الله افروخته و مادری دیده از غیر حق دوخته و خویشان و دودمانی گریبان به عشق بهاء چاک نموده. والبهاء علیک. ع‏ع


[ آثار بهائی ]
+
مناجات

TinyPic image 


[ آثار بهائی ]
+
مناجات

هوالله
پروردگارا قلب صافی چون در عطا فرما. ع ع


[ آثار بهائی ]
+
مناجات
هوالله
ای جهان آفرین، ستایش و نیایش تراسزاست که آفرینش را به یاران مهربان آرایش بخشیدی و آسایش دادی جانها جویان تواند و دلها پریشان تو این ازادگان ساغر مهرت کشیدند و از باده راستی و دوستی چشیدند سرمست آن پیاله اند و در گلشن ملکوت مانند لاله در دست ساغر باده. ای آمرزنده بیامرز ای بخشنده ببخش. هر چند گنه کاریم ولی امید به تو داریم و هرچند در شب تاریم ولی روشنی تو خواهیم ناتوانیم تو توانایی ، بی سروسامانیم تو مهربانی. ببخش و بیامرز و بنواز و کار یاران بساز توئی بینا و توانا و توئی بخشنده و شنوا.  
عبدالبهاء عباس

[ آثار بهائی ]
+