·رجال سیاسی و مذهبی هم عصر حضرت باب و حضرت بهاءالله که آنها را از نزدیک می شناختند هرگز چنین اتهامی را به آنها نسبت ندادند.
·این اتهام پس از شکست بهائی ستیزان در رویارویی فلسفی و مذهبی با بهائیان اختراع گردید.
·بهائی ستیزان از انتشار و گسترش اندیشهء چپ سوء استفاده کردند و نسبتهای سیاسی به دین بهائی بستند. این نسبت های ضد و نقیض خود دروغین بودن آنها را آشکار می سازند.
·از آنجا که بهائیان حق آزادی سخن و دفاع از خود را نداشتند در نتیجه مردم ایران هرگز جز دروغ و افترا در باره این آئین نشنیدند و متاسفانه هر دروغی که در جامعه شایع باشد و مورد نقد قرار نگیرد و حتی تصور نقدش نیز ترس و وحشت در دلها بیافکند به تدریج مورد قبول ساده لوحان قرار می گیرد.
[ جواب به سوالات خوانندگان ]
+ ارسال شده در ساعت16:59 توسط سپهر
"الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِى و رضیت لکم الاسلام دینا"
ترجمه: امروز کامل گردانیم دین شما را و نعمتم را بر شما تمام گردانیدم و خواستم که اسلام (تسلیم) دین شما باشد.
در این آیه خداوند به صراحت بیان میکنه امروز دین کامل شد و خواسته که اسلام دین همه باشه.
1- در این آیه کلمه "الیوم" بیان شده که معنی امروز است و روز در قرآن هم بر اساس آیات 5 سوره سجده و 47 سوره حج 1000 سال است.یعنی دین برای 1000 سال یا یک دوره کامل شده است.
2- در کلمه "الیوم" از ال استفاده شده یعنی این کلمه معرفه است و وقتی روز معرفه است یعنی روزی است مشخص شده که بر طبق جواب اول همان 1000 سال است.
3- در این سوره ذکر حلال و حرام شده و اصلا این آیه هیچ نوع دلالتی برا تکمیل شدن اسلام نداره.
4- اسلام در این آیه معنی لغوی داره و معنای اسلام هم یعنی تسلیم و اصلا ربطی به دین اسلام ندارد.که البته اگر به دین اسلام هم ربط داشته باشه بازم بر اساس جواب 1 و 2 مدتش 1000 سال تعیین شده است.
پس در این آیه خداوند به صراحت تمام بیان میکنه این احکام برای 1000 سال کامل شده است و اصلا هم در جایی اشاره نمیشه که این احکام ابدی و غیر قابل تغییر هست.
[ جواب به سوالات خوانندگان ]
+ ارسال شده در ساعت17:18 توسط سپهر
در دیانت بهایی هم مثل سایر ادیان محرم و نامحرم وجود دارد آن هم با ذکر دقیق اسامی.
در ضمن فرضا که اینطور باشد اگر ما با محارم خود ازدواج کنیم با این همه پیشرفت علم که شده میگن نباید ازدواج فامیلی باشه اگر ما ازدواج میکردیم که هر چی بهایی بود باید کرو کورو کچل میشد؟
یک دین با چنین کثافت کاری چقدر میتونه دووم بیاره؟آیا 160 سال میتونه؟
اگر چنین کثافتکاری در دین باشد آیا همین آقایان که ردیه مینویسند اجازه میدهند ما اینچنین رشد پیدا کنیم؟
این مطالب فقط کمی فکر میخواهد.
در ضمن لازم به ذکر است همان آیه ای که برای محارم در قرآن بکار رفته و محارم را مشخص میکند با کمی تغییر در دیانت بهایی بکار رفته است ولی وقتی کسی بخواهد دروغ بافی کنید اصلا برایش مهم نیست تیشه به ریشه خودش هم بزند یا نه.
قرآن کریم در مورد طبقات محرّمات ازدواج در دو آیه پیاپی سخن میگوید٠ آیه اوّل صرفاً در مورد یک طبقه است و آن زن پدر میباشد٠ آیه دوّم بطور دست جمعی همه دیگر طبقات را تحریم میفرماید٠ امّا علاوه بر آنکه زن پدر بعنوان یکی از طبقات دسته جمعی ذکر نشده است بلکه بعلاوه واژه های مربوط بآن کاملاً با واژه مربوط به طبقات دیگر فرق دارد٠ به عبارت دیگر ازدواج با زن پدر صرفاً نهی شده است ولی صحبت از حرام بودن آن نیست٠ بلکه بالعکس ازدواج با همه دیگر گروهها با واژه حرام بودن ذکر شده است٠ این تفاوت است که در کتاب مستطاب اقدس مورد بحث قرار گرفته است و در مورد ازدواج با زن پدر هم دقیقاً عین واژه قرآن در مورد طبقات دسته جمعی ذکر شده است٠ به عبارت دیگر، قرآن کریم ازدواج با زن پدر را را با عبارت `ﻻ تنکحوا` (یعنی ازدواج نکنید) بیان کرده و در مورد گروههای دیگر با عبارت `حرّمت علیکم` (حرام شده است بر شما) بحث می کند٠
حال میتوانیم حکم کتاب اقدس را بفهمیم: حضرت بهاءالله در کتاب اقدس استثناء قرآن در مورد ازدواج با زن پدر را از میان برده و آنرا نه تنها مشمول نهی بلکه مشمول واژه `حرّمت علیکم` فرموده است٠ به عبارت دیگر تفاوت حکم اقدس با حکم قرآن در اینست که حکم اقدس ازدواج با زن پدر را نیز داخل مقوله دسته جمعی تحریم گروههای دیگر کرده است٠ برای درک بهتر این موضوع، اوّل عین آیه کتاب اقدس را ذکر میکنیم و آنگاه عین آیات قرآن کریم در همین خصوص را نقل مینمائیم٠ در کتاب مستطاب اقدس حضرت بهاءالله میفرمایند:
قد حّرمت علیکم ازواج آبائکم (براستی حرام شده است بر شما ازدواج با زن پدرتان)
در قرآن کریم در سوره نساء آیه ٢٢ میفرماید:و ﻻ تنکحوا ما نکح آباؤکم من النساء (با زن پدرتان نکاح نکنید)
و آنگاه در قرآن کریم در همان سوره در آیه ٢٣ میفرماید:
حرّمت علیکم امّهاتکم و بناتکم و اخواتکم وعمّاتکم وخاﻻتکم و بنت الاخ و بنت الاخت و امّهاتکم التی ارضعنکم٠٠٠(حرام شده است بر شما ازدواج با مادرتان و دخترتان و خواهرتان و عمّه تان و خاله تان و دختر برادرتان و دختر خواهرتان و مادران رضائی تان٠٠٠)
حالا ببینید در دیانت ما به چه شدت این موارد تاکید شده است حتی شدید تر از ادیان گذشته و خود قرآن:
"در خصوص حرمت نکاح پسر به زوجات پدر مرقوم نموده بودید٠ صراحت این حکم دلیل بر اباحت دیگران نه" (گنجینه حدود و احکام- ص ١٨٧)
ان الله قد حلل علی المؤمنین من المؤمنات غیر ذوی قرابتهم الام و البنت و الاخت و العمة و ما قد جعل الله بمثلها و بنات الاخ و بنات الاخت... و ان ذلک حکم فی کتاب الله علی کلمة الفرقان و قد کان الحکم فی ام الکتاب مقضیا. (سوره نکاح) (یعنی ازدواج را خداوند حلال فرموده مگر با محارم: با مادر، دختر، عمه، و نظیر آن ، و دختر برادر، و دختر خواهر... و این حکم کتاب خداست در قران که در این ام الکتاب عمل به آن مؤکد شده است .)(قیوم الاسما حضرت باب)
همچنین حضرت باب در نوشته دیگر خویش تحت عنوان "فی بیان علة تحریم المحارم" حکم قرآن را تائید فرموده و آنرا تکرار مجدّد میفرمایند٠ امّا در این اثر حضرت باب یکقدم فراتر رفته و صرفاً بذکر حکم نپرداخته بلکه به بررسی علل فلسفی و متا فیزیکی این حکم نیز مبادرت میورزند٠ سخافت ازدواج با محارم مطلبی است که همگان از آن آگاهند ولی علل حرام بودن این مطلب است که بایست موردبحث جدّی قرار گیرد٠ حضرت باب در بررسی خود از این حکم ازدواج با محارم را تناقضی با اصول خلقت، علیت و حقیقت هستی دانسته ولذا حرام بودن ازدواج با محارم را امری ابدی و غیر قابل تغییر معرّفی کرده اند٠ در اینجا قسمتی از این لوح را ذکر مینمائیم:
فی بیان علّة تحریم المحارم من اﻻخت واﻻم والعمة والخالة الخ باﻻصل و تحریم غیرها عرضا٠٠٠امّا السؤال مما حرّم الله علی الرجال من التسعة المکتوبه فی الکتاب و ممّا جعل الله من ورائها٠٠٠ فاعلم٠٠٠ماحّرم علی نفس شیئاً الاّ ما حرّم الشئی علی نفسه لان الله قد خلق اﻻشیاء به و اعطاهم الله فی صورة قبولهم حکم انفسهم فلذلک حرّموا علیهم کلّ ما حرّمت انفسهم بانفسهم و کذلک حکم الله فی الله فی البدء٠٠٠ و لما بعث الله الخلق فی هذا العالم قد نسوا حکم البدء من غیر الحقّ لذا ارسل الله الیهم الرسل والکتاب بالحقّ لیتلوا علیهم احکام قبولهم فی مشهد ذر اﻻوّل٠٠٠فایقن ان الله قد خلق اﻻشیاء من ماء البحرین احدهما ماءالعلّه و الثانیه ماءالمعلول و لقد مرج البحرین فی هذا الدنیا یلتقیان بسرّ اﻻختیار من ماء هذین البحرین٠٠٠ و لذا قد حرّم الله سبل المعلولیّه علی العلیّه و لذلک حرّمت فی الکتاب اﻻمّ والعمّه والخاله لسرّعلیتهّن اشارة الی رتبة التثلیت فی الفعل البدء٠٠٠و اما الستة اﻻخیرة فهی قد وجدت بعد قرب آدم بالشجره ٠٠٠و لذلک حرّم الله علی اشرف ذرّیته تلک السّتة٠
در این توقیع که "در بیان علّت تحریم محارم شامل خواهر و مادر و عمّه و خاله و غیره باﻻصل و تحریم مابقی بالعرض" میباشد، حضرت باب این تحریم را به قانون ذاتی و حقیقت هستی اشیاء در اصل خلقت راجع فرموده و این تحریم را حاصل یک تحریم ذاتی که حاصل طبیعت و ذات انسان است معرّفی میفرمایند٠ اینکه در کتب مقدّسه این تحریم بیان شده در واقع تکرار همان اصل ذاتی است که آدمیان بخاطر غفلت از خداوند و فطرت راستین خود، فراموش کرده اند٠ بعلاوه حضرت باب ازدواج با محارم را تناقض با اصل علیّت و قانون خلقت معرّفی میفرمایند و آنرا بطور مطلق تحریم میفرمایند٠ میبینیم که بر خلاف دروغ نویسندگان کانون وصال، تحریم محارم در آثار حضرت باب به یک اصل متا فیزیک تبدیل شده و لذا اصلی غیر قابل تغییر و مطلق میگردد٠
امّا در آثار دیگرشان، حضرت بهاءالله، علّت اجتماعی و طبّی تحریم محارم را مورد بحث قرار داده اند و لذا همانند حضرت باب، که علّت فلسفی این تحریم را بررسی فرمودند، حضرت بهاءالله به علل اجتماعی و طبّی آن تاٌکید میفرمایند٠ حضرت عبدالبهاء در پاسخ کسانی نظائر نویسندگان کانون وصال، که ممکن است عدم ذکر طبقات دیگر محرّمات در کتاب اقدس را بمعنای جواز ازدواج با محارم تلقّی کنند توضیح میفرمایند که این عدم ذکر بمعنای جواز نیست، بلکه حضرت بهاءالله در آثار دیگرشان دستور داده اند که حکم الهی در ازدواج مستلزم ازدواج با جنس بعید است٠ به عبارت دیگر، نه تنها ازدواج با محارم ممنوع است بلکه حتّی ازدواج با اقربا و نزدیکان و خویشان نیز اگر چه حرام نیست امّا نا مطلوب تلقّی میشود٠ از نظر آئین بهائی ازدواج وسیله و آئینه ای از وحدت عالم انسانی است و لذا ازدواج با محارم اصولاً تناقض در قول است بلکه ازدواج باید وسیله ارتباط و اتّحاد دو گروه بعید باشد٠ عین بیان حضرت عبدالبهاء اینست:
"در خصوص حرمت نکاح پسر به زوجات پدر مرقوم نموده بودید، صراحت این حکم دلیل بر اباحت دیگران نه٠٠٠و در الواح سائره، بصریح عبارت مرقوم که در ازدواج، حکمت الهیّه چنان اقتضاء نماید که از جنس بعید باشد٠٠٠و چون امر بهائی قوّت گیرد مطمئنّ باشید که ازدواج به اقربا نیز نادر الوقوع "٠ ( امر و خلق- جلد ٤- ص ١٥٥)
امّا علّت این تحریم در آثار این دیانت، امری طبّی و اجتماعی ذکر شده است٠ بفرموده حضرت عبدالبهاء ازدواج با محارم مخالف اصول طبّی است "یعنی بین زوجین هرچند بعد بیشتر، سلاله قویتر و خوش سیماتر، صحّت و عافیّت بهتر گردد و این در فنّ طبّ نیز محقق است"٠ (امر و خلق- جلد ٤- ص ١٥٥)
ولی بفرموده حضرت عبدالبهاء "احکام طبّیه مشروع و عمل بموجب آن منصوص و فرض" است (امر و خلق- جلد٤ – ص ١٥٥)٠ بدین ترتیب، بحکم علم طبّ و دلائل بهداشتی، تحریم ازدواج با محارم در امر بهائی "منصوص و فرض" است٠
امّا علاوه بر علّت پزشکی و بهداشتی و جسمانی، آئین بهائی از علّتی اجتماعی و فرهنگی نیز سخن میگوید٠ در اینمورد باید گفت که حضرت بهاءالله صد سال قبل از علم مردم شناسی جدید، علّت راستین تحریم ازدواج با محارم را بین فرموده اند٠ این مطلب هم قابل تعجّب نیست زیرا که در آئین بهائی احکام بصورت دستوری تحمیلی بیان نمیشوند، بلکه فلسفه، حقیقت، عملکرد اجتماعی و ضرورت اجرای آن احکام هم بیان میگردد٠
برای توضیح این مطلب باید به کشف جدید مردم شناسان در مورد علّت راستین حرمت ازدواج با محارم اشاره شود٠ مردم شناس شهیر فرانسوی لوی اشتراوس (Claude Levi-Strauss) ، اوّلین کسی بود که در کتاب خود تحت عنوان "ساختار ابتدائی خویشاوندی" (Elementary Structures of kinship) رمز عمومیّت تحریم ازدواج با محارم در سرتا سر دنیا و در تقریباً همi فرهنگها را کشف نمود٠ بنظر او اصل تحریم ازدواج با محارم دارای یک معنای راستین است که تا کنون فهمیده نشده است٠ لوی اشتراوس میگوید که حکم راستین تحریم ازدواج با محارم، فی المثل با خواهر، این نیست که "با خواهرت ازدواج مکن"، بلکه حکم راستین این تحریم بدین شکل است که "با خواهر دیگری ازدواج کن"٠ به عبارت دیگر تحریم ازدواج با محارم مستلزم ازدواج با جنس بعید است، و این امر مستلزم اتّحاد و ارتباط و تفاهم و تعاون بین گروههای گوناگون میگردد٠ لوی اشتراوس توضیح میدهد که علّت اصلی ایجاد تمدّن همین اصل تحریم ازدواج با محارم است که باعث شد افراد از حیطه مستقیم خانواده خودفراتر رفته و با دیگر خانواده ها و دیگر قبائل ارتباط بیابند٠ این ارتباط جدید خویشآوندی بخاطر ازدواج با جنس بعید باعث گسترش روابط اقتصادی و فرهنگی گشته و تمدّن را بتدریج امکان پذیر مینماید٠
در توضیح حکم حضرت بهاءالله که "در ازدواج حکمت الهیّه چنان اقتضا نماید که از جنس بعید باشد ٠ "حضرت عبدالبهاء به شکلهای گوناگون حقیقت مطلب را تشریح کرده اند٠ بعنوان مثال حضرت عبدالبهاء میفرمایند:
"و شبهه ای نیست که بقواعد مدنیّت و طبابت وصلت جنس بعید اقرب از جنس قریب" ( امر و خلق – جلد ٤ – ص ١٥٦)٠
بهمین ترتیب در بیان دیگر توضیح میفرمایند که:
"در اقتران هر چه دورتر موافقتر زیرا بعد نسبی و خویشی بین زوج و زوجه مدار صحّت بنیه بشر و اسباب الفت بین نوع انسان است" (امر و خلق – جلد ٤ – ص ١٥٦)٠
میبینیم که حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء، علاوه بر عوامل طبّی و جسمانی، اصل "با خواهر دیگری ازدواج کن" را "اسباب الفت بین نوع انسان" دانسته و آنرا "بقواعد مدنیّت" ضروری معرّفی مینمایند٠
میبینیم که در دیانت بهائی مسئله ازدواج وسیله و آئینه ای از اصل وحدت عالم انسانی است و لذا بخلاف سنّتهای گذشته، امر بهائی نه تنها ازدواج با محارم را خلاف طّب و تمدّن و دین میداند بلکه بعلاوه از آن هم یک قدم فراتر رفته و ازدواج با نزدیکان غیر محارم را نیز نامطلوب میشمارد و انسانها را تشویق میکند که در ازدواج با افرادی که هیچگونه نسبت خویشی با آنان ندارند پیوند یابند تا این امر باعث گسترش الفت و وداد در سرتاسر عالم گردد٠
ﻻزم به تذکّر نیست که مفهوم ازدواج در آئین بهائی براستی کلید حلّ همه دشواریهای دنیا را بدست میدهد٠ آری، حکم ازدواج در آئین بهائی براستی حکمی متعالی است و فهم این مطلب برای کسانی که چشم و دلشان را خداوند مهر زده است امکان پذیر نیست
[ جواب به سوالات خوانندگان ]
+ ارسال شده در ساعت18:17 توسط سپهر
| شنبه 19 آبان1386 ساعت: 0:9 | توسط:یکی | |||
| اگه بهاییت زاده در کشور ایران است پس چرا تمامی مطالبی که باید در نماز خواند عربی است!!؟ | ||||
جواب:
۱. زبان عربی زبان کاملیست.
۲. در احادیث آمده که وقتی موعود جدید میاد کتابی مثله قرآن میاره.
۳. فارسی و یا عربی بودن ملاک نیست مهم اینه که ما آیات رو درک کنیم و با خدا راز و نیاز کنیم.
[ جواب به سوالات خوانندگان ]
+ ارسال شده در ساعت12:45 توسط سپهر





